السيد محمد باقر الخوانساري
71
روضات الجنات في أحوال العلماء والسادات
سك كاشى به از أكابر قم * با وجود اينكه سك به از كاشى است وجمعى از مهره فن ، وثقات طرفين بر آن شهادت دادهاند ، وحكم فرمودهاند مثل قاضى المتبحّر قاضى نور اللّه تسترى رحمه اللّه ، كه در « مجالس المؤمنين » از فاضل قاضى مير حسين ميبدى شافعي شارح ديوان مرتضوي نقل كرده ، ودر طعن أو چنين گفته : آن امام بحق ولى خدا * كاسد اللّه غالبش نامى دو كس أو را بجان بيازردند * يكى از ابلهى ديگر خامى هر دو را نام عبد رحمان است * آن يكى ملجم دگر جامى است وديگر محقّق متّقى آخوند ملّا محمّد تقى مجلسي رحمه اللّه ، كه در شرح من لا يحضر فرموده كه شخصي در مجلس ملّا جامى نقل كرده كه زنى فرزدق شاعر را در خواب ديد ، واز حال أو پرسيد ، فرزدق گفت كه حقتعالى مرا آمرزيد بسبب آن قصيدة كه در حضور هشام ، در مدح علىّ بن الحسين عليه السّلام گفتم ، پس آخوند مجلسي گفته باين مضمون كه پس ملّا جامى با آن ناصبيّتش گفت سزاوار است كه حق تعالى جميع عالميان را به بركت آن بيامرزد انتهى . پس بروز بعضي از مدائح ائمّة وكلمات موهمه خوبى أو ، از قبيل ساير مدايح ، بلكه بسيارى از عبارات واعترافاتيست كه بر زبان بسيارى از علماء وأعيان سنّيان ، از قبيل فقهاء أربعة ، وأرباب صحاح ستّة ، وفخر رازي ، وابن حجر ، وزمخشري ، وغزالى ، وغيرهم جارى گشته ، از جهة إتمام حجّت ، واكمال لطف ورأفت ، بر فرقهء محقّه إماميّه وشهادت جماعة مذكوره كه مقارب عصر أو بعضي مؤالف وبعضي مخالف أو بودهاند از أدلّ دلائلست بر كمال ظهور نصب وعداوت كه قابل توجيه وتأويل نبوده زيرا كه قاضى نور اللّه مذكور نظر به معارضه در مذهب كه با ميرزا مخدوم شريفى ناصبي داشت بنا بر مصلحتى كه ديده أكثر أعيان سنّيان وصوفيان را داخل شيعيان گردانيده وبمفهومات ضعيفه واحتمالات بعيده سخيفه استدلال بر تشيّع ايشان نموده ، ومع ذلك از أعيان صوفيان كسيرا كه براي سنّيان بجا گذاشته شيخ عبد القادر گيلانى ،