محمد على آزاد كشميرى

29

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

عمرش هفتاد و يك سال يا هشتاد و دو سال بود . به درستى كه من در حيات او حال سن شريف او پرسيده بودم . فرمود كه از هشتاد سال يكى كم است . پس بعد از آن به دو سال وفات يافت . روزى قبل از وفات خود به شش ماه آوازى از جانب قبر بابا ركن الدّين اصفهانى شنيد ، و من در آن‌وقت قريب او بودم . پس به‌سوى ما نظر كرده فرمود كه شما اين صدا را شنيديد ؟ گفتيم ما هيچ نشنيديم . پس به گريه و تضرع درآمده متوجه به‌سوى امور آخرت شد . چون به مبالغه پرسيديم كه چه شنيدى ؟ فرمود كه مرا خبر داده‌اند به آنكه مستعد مرگ شوم ، و بعد از آن به شش ماه تقريبا وفات يافت و من به نماز جنازه‌اش مشرف شده‌ام با جميع طلبه و فضلا و بسيارى از مردم كه قريب پنجاه‌هزار كس بودند » . انتهى محصل كلامه . منشى اسكندر بيك مصنف كتاب عالم‌آراى عباسى كه مشتمل بر احوال شاه‌عباس صفوى و اجدادش است در صحيفهء اول كتاب مزبور به تقريب ذكر جمعى از علما كه در وقت وفات شاه‌طهماسب صفوى موجود بودند آورده است كه : « شيخ بهاء الدّين محمد خلف صدق شيخ حسين بن عبد الصمد عاملى در صغر سن با والد خود به عجم آمد و از روى جدوجهد تمام در تحصيل علوم اشتغال نموده در علم تفسير و حديث و فقه و عربيت و امثال آن به بركات انفاس پدر بزرگوار خود مرتبهء كمال يافت و در حكمت و كلام و بعضى علوم معقول از فيض صحبت مولانا عبد الله يزدى به دست آورده و در فنون رياضى نزد ملا على مذهّب و ملا افضل قاينى و بعضى ديگر از اهل آن فن تلمذ نموده و در علم طب با حكيم اعتماد الدّين محمود طرح مباحثه انداخته بهرهء كامل از آن يافت . بالجمله در اندك زمانى در علم معقول و منقول ترقيات عظيم رو نموده و در هر فن سرآمد فضلاى عصر شد و تصانيف معتبره‌اش در هر فن از رشحات دانش ، منظور نظر علماى ذى اعتبار گرديد » . صاحب تاريخ [ عالم‌آرا ] در اينجا تصانيف جناب شيخ را ذكر كرده و بعد از آن گفته كه : « بعد از ارتحال شيخ على منشار كه فاضل و فقيه و شاگرد ارشد شيخ عبد العالى بود شيخ بهاء الدّين به منصب شيخ الاسلامى رسيده و تصدى امور شرعيهء اصفهان به او مرجوع شد . چندى بدان شغل پرداخته آخر شوق ادراك حج بيت الله الحرام و ذوق سياحت مانع آمده متوجه سفر خير اثر شد و بعد از استسعاد به آن سعادت ، فقر و درويشى بر مزاج شريفش غلبه كرده جريده در كسوت درويشان مسافرت اختيار كرده مدتها در عراق عرب و شام و مصر و بيت المقدس سياحت مىنمود و به صحبت بسيارى از علما و دانشمندان و صوفيه و ارباب سلوك رسيد . اكنون به اعتقاد ساير علما و فضلا رتبهء عالى اجتهاد دارد . در اين زمان اعلى شاهى يعنى شاه‌عباس صفوى وجود شريفش را مغتنم دانسته اكثر اوقات در حضر و سفر نزد او تشريف قدوم ارزانى داشته از صحبت فيض‌بخش او مسرور مىگردند . اگرچه شعر و شاعرى پائين مراتب عالى اوست اما ذوق سخن‌پردازى بسيار دارد و در فنون سخن‌پرورى ، گوى سبقت از اقران ربوده به عربى و فارسى اشعار آبدار و نكات شيرين و دلنشين دارد و مجموعه‌اى در