محمد على آزاد كشميرى
27
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
اسانيد شرعيه كاتبان محكمه حسب فرمود « 1 » ( ؟ ) جناب مير رفيع ، او را « سيد المحققين و سند المدققين ، وارث علوم الانبياء و المرسلين ، خاتم المجتهدين » مرقوم مىكردند ، اگرچه علما در اين باب سخن داشتند اما هيچيك از فحول علما در معرض اين گفتگو نتوانستند درآمد . بغايت فصيح و مليح اللسان بود و شاه جنت مكان در هر عقدهاى كه هيچيك از اركان دولت حتى شاهزادگان نمىتوانستند گشاد به جناب مير توسل مىجست . ملتمس او در خدمت شاهى به اجابت مقرون بود و امدادش به خلق الله خصوصا گرفتاران حادثهء روزگار بسيارى مىرسيد . تصانيف معتبره در فقه و حقيقت مذهب اثنىعشريه و بطلان مذهب مبتدعه دارد » . 13 ) خاتم المجتهدين مولانا الشيخ بهاء الدّين محمد بن الحسين بن عبد الصمد الحارثى الهمدانى الجبعى العاملى رضوان الله عليه [ 952 - 1030 ه ق ] « 2 » : نسب شريفش به حارث بن عبد الله الاعور الهمدانى كه از اصحاب كرامت اختصاص جناب امير المؤمنين - عليه الصلاة و السلام - و از راويان احاديث سيد المرسلين و از كبار علماى تابعين و فقهاى عاملين بود - كما اعترف به المخالفين و الموافقين - منتهى مىشود . در كتاب شيخ ابو عمرو كشى - ره - مسطور است كه حارث شبى به خدمت حضرت امير ( ع ) رفت . آن حضرت پرسيدند كه چه چيز ترا در اين شب پيش من آورده ؟ حارث گفت : و الله دوستىاى كه مرا با تست پيش تو آورده . آنگاه آن حضرت فرمودند كه بدان اى حارث كه نمىميرد آن كسى كه مرا دوست دارد الا آنكه در وقت جان دادن مرا ببيند و به ديدن من اميدوار رحمت الهى گردد ، و همچنين نمىميرد كسى كه مرا دشمن دارد الا آنكه در وقت مردن ، مرا ببيند و از ديدن من در عرق خجالت نااميدى نشيند . مضمون اين روايت نيز در بعضى از اشعار ديوان معجزنشان آن حضرت مذكور است ، اشعار : يا حار همدان من يمت يرنى * من مؤمن او منافق قبلا يعرفنى طرفه و اعرفه * باسمه و الكنى و ما فعلا و انت عند الصراط معترضى * فلا تحف عثرة و لا زللا
--> ( 1 ) . متن عالمآرا چنين است : « و در اسانيد شرعيه كتاب و ناسان محكمه حسب الفرموده جناب مير ، توقيع او را سيد المحققين و سيد المدققين ، وارث علوم الانبياء و المرسلين ، خاتم المجتهدين مرقوم مىساختند » ( ص 145 ) . ( 2 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 85 ، سلافة العصر ، ص 289 - 302 ، رياض العلماء ، ج ، ص ، امل الآمل ، ج 1 ، ص 155 ، نقد الرجال ، ص 303 ، لؤلؤة البحرين ، عالمآراى عباسى ، ص 155 و 967 ، خلد برين ، ص 434 .