محمد على آزاد كشميرى

437

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

68 ) آخوند ملا صفر على لاهيجانى القزوينى : اصلش از بلدهء لاهيجان و از فضلاى بانام و نشان ، اما در بلدهء قزوين سكونت داشت . وى از تلامذهء علامى آقا سيد محمد طباطبائى بوده و از حجة الاسلام آقا سيد محمد باقر اجازه دارد . صاحب قصص العلماء كه از تلامذه و مستفيدين خدمت آخوند مزبور است نوشته كه « 1 » : « آخوند در به دو امر به علم حكمت اشتغال داشته و شواهد ربوبيهء ملا صدرا را درس مىداده . وقتى در اصفهان خوابى ديد كه بعد از مشاهدهء آن از درس و تدريس علم حكمت تايب شد و به علم فقه و اصول اشتغال ورزيد . شرحى بر كتاب معالم الاصول و رساله در درايت و برخى از فقه را نوشته » . ايضا صاحب قصص درضمن احوال ملا محمد تقى برغانى صاحب مجالس المتقين به تقريبى ذكر آخوند نموده و گفته : « چندى در خدمت او در اصول تلمذ مىنمودم . فاضل و جامع و از شاگردان مرحوم آقا سيد محمد صاحب مفاتيح الاصول بود . 69 ) آخوند ملا عبد الكريم ايروانى [ 1220 - 1294 ه ق ] : از مشاهير فضلا و افاخم علما و تلميذ رشيد آقا سيد على طباطبائى - طاب ثراه - بود . صاحب قصص العلماء كه از تلامذهء آخوند موصوف بود نوشته كه « 2 » : « آخوند ملا عبد الكريم ايروانى ساكن قزوين از معاريف علماى عالىمقدار و از مشاهير فضلاى روزگار ، محور دايرهء فهم و كمال و خورشيد فضل و اشتهار ، وحيد اعصار و فريد امصار ، حجت حقيقت سيد مختار ، از تلامذهء آقا سيد على صاحب شرح كبير لكن بسيار كم تقرير ، تأليفى از آن عالم عيلم بروز نيافته مگر رساله‌اى در اصل برائت كه آن هم ناقص است ، و در علم اصول در عراق عرب و عجم برتر از او نيافتم . بسيار كم تدريس مىكرد و دماغ تدريس نداشت و مىگفت كه ميان تلامذهء آقا سيد على ما سه نفر سرآمد اهل زمان بوديم و او را از اين سه نفر برتر شاگردى نبود : من و شريف العلماء و ميرزا احمد ترك » . نيز صاحب قصص آورده كه : « آخوند ملا عبد الكريم در جدل عجز داشت به اين سبب آخوند ترقى نكرده و الا در تدقيق ، يگانهء ديار عرب و عجم بوده و در آن اعصار بلكه سابق بر آن مانند او مدقق در علم اصول به نظر رسيده . شاهد بر امور مذكوره كه در زمانى كه در دارالسلطنهء قزوين به تحصيل اشتغال داشتيم آخوند ، اصول را تدريس نمىفرمود و در فقه ، رياض استادش را درس مىگفت آن هم به نحو اختصار . پس چند نفر از طلاب باهم صحبت داشتيم كه مثل آخوند ملا عبد الكريم كه وحيد

--> ( 1 ) . قصص العلماء ، ص 93 . ( 2 ) . قصص العلماء ، ص 94 .