محمد على آزاد كشميرى
433
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
سيد على به من تغير فرمود و گفت : سخن دارى با او موافق قاعده تكلم كن ، او اگرچه بچه است اما شير بچه است ! پس از نسبت آن جواب سؤال كردم . گفتند كه او آقا سيد مهدى ، فرزند دلبند و خلف باشرف آقا سيد على است . پس من سكوت نمودم . مجملا حاجى موصوف نماز جمعه مىخواند و خطبه ادا مىكرد در نهايت تحيير « 1 » و جودت تقرير ، و در موعظه ، گوى سبق از مضمار واعظين آن اعصار ربوده ، موعظهء او در نهايت فصاحت و بلاغت و سلاست و جزالت و عذوبت و ملاحت و مؤثر در قلوب بود و حكايات غريبه نقل مىفرمود و سخنان علميه و مسايل اعتقاديه عنوان مىفرمود ، و آيات بسيار را تأويل و تفسير بر وجه اتم و اكمل بيان مىكرد ، و در مجلس وعظ او علما و طلاب بسيار مىنشستند و تقريرات وعظ او را مىنوشتند . عبادت آن جناب بدان نحو بود كه از نصف شب على الدوام تا طلوع صبح صادق به مسجد خود مىرفت و به مناجات و ادعيه و تضرع و زارى و بىقرارى و گريه و ناله اشتغال داشت و مناجات خمسهء عشر را از حفظ مىخواند و بر اين سجيه و شيوهء سنيه استمرار داشت تا آن شب كه شربت شهادت نوشيد . مكرر در ميان زمستان ديدند كه آن جناب در پشتبام مسجد خود در عين شدت آمدن برف در نيمهء شب ، پوستينى بر دوش و عمامهاى بر سر مشغول به تضرع و مناجات بود و ايستاده و دستها را به آسمان برداشته تا اينكه برف ، قامت مباركش را سراسر از پاى تا سر سفيد و پوشانيده بود . برادر كوچك او حاجى ملا على نيز در ايام تحصيل ، همهء شبها مىگريست و به گردن خود زنجير مىانداخت و بر سر زنجير ، ميخى بود كه به زمين مىكوبيد و تا صبح مشغول عبادت بود . بالجمله آن جناب پس از فراغ از تحصيل به طهران آمد و در آنجا اشتهار پيدا كرد . و اين در اواخر زمان فاضل قمى بود . بعد چيزى مرهء ثانيه باز به زيارت عتبات عاليات مشرف و از استاد عالىمقدارش آقا سيد على و شيخ جعفر نجفى اجازه گرفت و به ايران آمد و نقارى ميان ايشان و فتحعلى شاه واقع شد . پس به دارالسلطنهء قزوين نزول اجلال نمود و مرحوم حاجى ملا عبد الوهاب قزوينى كه از علماى آن ديار و شهرهء امصار و از رؤساى آن اعصار بوده در مقام كفالت و رواج و اشتهار حاجى ملا محمد تقى موصوف ازهرجهت برآمد . نقل است كه شخصى ملا صفر على لاهيجى و آخوند ملا محمد تقى [ برغانى ] را با جمعى از طلبه مهمان كرد . در آن اثنا شخصى از ملا صفر على سؤال كرد كه بز زكات دارد يا نه ؟ ! او گفت : به قاعده مىبايد نداشته باشد . پس آخوند ملا محمد تقى وارد مجلس شد . از او هم سؤال كردند . فرمود : بلى ! زكات دارد . ملا صفر على گفت : به قاعده زكات نداشته باشد زيراكه اصول برائت ذمه از وجوب زكات است و گوسفند از اين اصل خارج شده به دليل و حديث عنوانش كه لفظ « غنم » است و احكام ، داير مدار اسماء است و بز را « معز » گويند و غنم نمىگويند . آخوند محمد تقى گفت : شما شرايع نخواندهايد
--> ( 1 ) . تحيير - كسى را در حيرت افكندن .