محمد على آزاد كشميرى

408

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

نرسد لب به سخن نمىگشايند . ادنى تلميذش اگر با او دعوى همسرى بلكه برترى كند اصلا ملول و رنجور نمىشوند و بسيار است كه در عال مجلسش شاگردان لب به افاده گشوده‌اند و آن بزرگوار از جملهء مستمعان است . غضب را در مزاجش راهى نيست . هركه با او بدى كند بجز احسان چيزى نمىيابد . بعد از والد بزرگوار هركه اندك سواد عربى داشت علم علم را برافراخت و كوس لمن الملك را نواخت بجز آن يگانهء آفاق . با آنكه مجتهد على الاطلاق بود با احدى به‌طورى كه شيوهء علماى دنيادار است سوء رفتار ننمود ، بلكه مىديدم كه در دل بسيار خوش بود كه شايد اين حركات ، معين انزوا و گوشه‌گيرى او شود و لكن يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ . « 1 » شرح مختصر نافع ناتمام ، و شرح مفاتيح ناتمام ، و حاشيهء شرح عميد الدّين بر تهذيب الاصول علامه ، و حاشيهء معالم الاصول ، و رسائل بسيار در فقه و اصول ، و جواب مسايل مشكله از كلك بدائع افكارش در صفحهء روزگار به يادگار است . اولاد امجادش [ نورچشمى ] آقا محمد صادق ، و محمد كاظم ، و يك صبيه است از بطن زوجهء اولى ، و از بطن زوجهء ثانيه در اين اوقات شنيده‌ام پسرى است عبد اللّه « 2 » نام و يك صبيه . نورچشمى آقا محمد صادق ، صبيهء مرضيهء عالىجناب آخوند ملا محمد صالح سابق الالقاب را نكاح كرده است و دخترى از آن متولد شده است . » 57 ) آقا احمد بن آقا محمد على بن آقا باقر بهبهانى [ 1191 - 1235 ه ق ] : برادر آقا محمد جعفر سابق الذكر است . اخذ علوم و استفادهء فنون از والد علامهء خود و حضرت بحر العلوم و شيخ جعفر نجفى و آقا سيد على طباطبائى و غير ايشان فرموده و از ايشان اجازهء روايت دارد ، و از ديگر افاضل كرام همچو فاضل ربانى ميرزا مهدى شهرستانى و جناب سيد محسن بغدادى و جناب شهيد رابع ميرزا مهدى موسوى مشهدى ، و فاضل كامل ملا حمزهء قاينى اجازات حاصل ساخته و در سنهء يك‌هزار و دو صد و بيست و سه ( 1223 ) سفر هندوستان نموده وارد بلدهء حيدرآباد شد . مير ابو القاسم خان بهادر مخاطب به « مير عالم » كه مختار سركار نظام بود مقدم او را گرامى داشته و در

--> ( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 32 . ( 2 ) - آقا عبد اللّه مجتهد كرمانشاهى از اجلهء سلالهء وحيد بهبهانى بوده است . در سال 1289 وفات كرد ( المآثر و الآثار ) وى از اركان علما و فقهاى ما است كه در كرمانشاه ساكن و به اقامهء جمعه و جماعت مشغول است ( روضات الجنات ) .