محمد على آزاد كشميرى
276
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
اطراف و اكناف ايران به جهت تصديق سلطنت نادر شاه مجتمع و سفراى اروس و روم و غيرهما كه به التماس صلح آمده حاضر بودند ، و آن مجمعى بود مهيب كه نادر شاه يكدو كس از مشاهير را به بهانهاى به قتل آورد و چند كس را چشم كند و آنقدر از آلات سياست جلوهگر نمود كه مريخ خونآشام از هيبت آن در زير بال نسر طاير پنهان گرديد ، و سپهر برين از دهشت ، شكم بر خويشتن دزديد « 1 » ، از بيم سطوتش مجلسيان را حواس پريشانتر از اوراق خزانى ، و دماغ پراكندهتر از گلهاى زمستانى و همه را صورت از هيولا منفصل بود ، در آن حالت بعد از تقرر سلطنت ، از آن پادشاه قهار به آن سيد عالىمقدار اشاره رفت كه خطبهاى در تهنيت جلوس خواند . خطبهاى كه بىخوف و هراس در آن مجلس گردون مماس انشاء نمود و به خواندن آن ، زنگ تشويش از خاطر همگنان زدود ، برهمزن معركهء فصحاى جهان و ناسخ كلام بلغاى شيرينزبان است ، ثبت دفاتر علماى اعلام و سرلوح سينهء هر خاص و عام است . در سفر حجاز كه به طواف حرمين سعادتاندوز بود و در حله و نجف اشرف كه به حكم نادر شاه ، علماى عامه از اسلامبول و بخارا و بغداد به جهت تنقيح مذهب مجتمع شده بودند ، با هريك از سران مذاهب اربعه مناظرات شايسته دارد . در استيلاى آزاد خان افغان به اصفهان كه به ادعاى سلطنت برخاسته بود و بالاخره از پادشاه نيكوسيرت محمد كريم خان مقهور گرديد ، مردم آن بلده متفرق شدند . يكى از اعاظم علماى نصارا كه او را كشيش گفتندى داخل در زمرهء اسراى افاغنه بود و جمعى از خويشان او در بصره بودند . بعد از آنكه سيد عالىمقام اطلاع به حال او به هم رسانيد او را خريدارى و در خانه به عزت نگهدارى كرد و از او انجيل بياموخت و به شروحات آن پى برد . و هم در آن اوقات يكى از علماى يهود را از اصفهان و يكى از موبدان مجوس را از يزد به شوشتر طلب داشته تورات را با شروح بسيارى و كتب مجوسى را از نظر گذرانيد ، و اين هر سه را مدتى نزد خود نگاه داشت و آنچه داشتند از آنها فراگرفته و آنقدر علوم متفرقه و فنون متشتته و مذاهب مختلفه در اندك زمانى اخذ نمود كه حد آن را خداى داند و بس ، و كمتر كسى را از علما ميسر آمده باشد . هميشه مىفرمود كه اگر پادشاه مقتدرى بود كه متحمل مصارف بستن زيج مىشد ، رصدى مىبستم كه بر زيجات افاضل سلف ، راجح آيد و از كهنگى و اندراس محفوظ ماند و لايق ذخيرهء خزينهء سلاطين قدرشناس باشد . و طريقهء آن حضرت در مسائل فروعيهء عمليه كه محل اختلاف فقها است و بسيارى از اصوليين و اخباريين به سبب اختلاف آراء و عدم عصمت در مثل اين مواقع لغزيدهاند ، توسط بود ميانهء مجتهدين و اخباريين ، و مىفرمود كه اين طريقه به احتياط اقرب و به صواب انسب است .
--> ( 1 ) . شكم دزديدن كنايه از ترسيدن است . حاجى محمد جان قدسى گويد : به ميخانه نهيت نهد چون قدم * حباب قدح دزدد از مى شكم ( آنندراج )