محمد على آزاد كشميرى
277
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
و در اين جزء زمان كه اوضاع روزگار ، منقلب و پريشان و چرخ ستمگر به كام ستمكيشان مىگردد و اكثر فرماندهان هر ديار ، وجههء همت از تربيت افاضل معطوف و به ترقى اراذل و اوباش مصروف و بسى پستفطرت و سفله نهادند و بهاينسبب متاع علم و فضل در جهان كاسد افتاده « 1 » ، ديگر مثل اين افاضل نامدار به عرصهء ظهور آمدن دشوار و امرى است محال . آرى در بعض بلاد فرنگ مانند انگلستان و ديگر اماكن كه در قوانين سلطنت و مملكتدارى ، گردهء يونانيان را برداشتهاند « 2 » و به نيروى التفات سلاطين معدلتگستر ، حكما و دانشمندان ، مرفه و به اعلى درجهء عزت و اعتبارند ، آنقدر افاضل و دانشمندان در آن كشور به عرصهء وجود آمدهاند كه احصاى آنها عسير « 3 » است . بر طباع قاطبهء مردم آن ديار ، حتى عوام و مردم بازار ، ذوق حكمت و دانش مرتسم و منطبع ، و الحق در اين اوان ، انگلستان ، رونقشكن بازار اشراقيان يونان و هريك از فرومايگان آن مملكت ، ناسخ فضائل فيثاغورث و افلاطون است . و به وجود ذى جود و حسن تدابير آن دانشمندان بافرهنگ ، اساس سلطنت و مملكتدارى آنها نيز منسق و منتظم و بر اكثر ممالك بعيده مانند هندوستان و غيره تسلط يافته و اقتدارى تمام دارند ؛ و در اين عجاله « 4 » گنجايش ذكر آنها مفصلا نيست ، اگر زمانه فرصت دهد در آخر اين وجيزه شمهاى از اوضاع و اطوار و طريقهء سلطنت و معاش مردم آن ديار ، رقمزد خامهء بدايعنگار گردد ، ناظران را موجب شگفت عظيم خواهد شد . القصه از رشحات سحاب خامهء آن سيد والاقدر است : رسالهء مدينة النحو ، حاشيهء اربعين حديث حسب الامر والد بزرگوارش ، دو رساله در تحقيق قبلهء حويزه و شوشتر حسبالاستدعاى والى حويزه سيد على خان بن مولى مطلب و والى شوشتر ، تحفة النورية به اسم والدش و آن ده مسئله است در ده علم ، شرح صفيحهء ( صحيفهء ) اسطرلاب به التماس شيخ ابراهيم بن عبد اللّه بحرانى كه به خدمتش استفاده مىنمود و بالاخره از بركت انفاس آن بزرگوار به مدارج عليا ارتقاء و در حويزه به اقتدا و امامت جمعه و جماعت و تدريس اعتلا نمود ، ذخر الرائع فى شرح مفاتيح الشرائع ، جبليهء اولى ،
--> ( 1 ) - هميشه در طول تاريخ ايران اينچنين بوده است . ( 2 ) - گرده ( گرته ) بردارى - عمل تقليد يا نسخهبردارى از يك تصوير يا طرح . ( 3 ) - عسير - صعب ، دشوار . ( 4 ) . عجاله - فعلا ، در حال حاضر .