محمد على آزاد كشميرى

217

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

النواصب و بر رسالهء شريفهء خود كه در باب قصر و اتمام است قلمى فرموده و ديگر مكاتيب كه در مجموعه‌اى مدونه مندرج است و اشعار عربى و فارسى ايشان با معميات يك‌هزار و كسرى كم خواهد بود . شيخ على حزين بعد از اين قدرى از اشعار و بعض قصايد شريفهء آن جناب نقل نموده . و ايضا آورده كه از جملهء خطب بليغهء علامى مسيحا دو خطبه است كه در جلوس شاه سليمان و شاه سلطان حسين صفوى انشا فرموده و خطب نكاح و غير ذلك . و از جملهء منشآت عربى ، مراسلاتى است كه از جانب سلاطين و وزراء به شرفاى مكه و والى يمن نوشته و آنچه خود به رئيس العلماء آقا حسين مرحوم و به والد مبرور اين خاكسار و به ملا عليرضا تجلى - ره - و به جالينوس الزمان ميرزا اشرف حكيم و به وزير اعظم ميرزا مهدى و به محمد بيك وزير و غيرهم نگاشته قانون كتابت و بلاغت به يادگار گذاشته . و ايضا شيخ على حزين در سوانح عمرى خود به تقريب ذكر علماى شيراز آورده : « ديگر از افاضل آن شهر ، مولاناى محقق ، جامع المعقول و المنقول ، آخوند مسيحاى فسوى - عليه الرحمة - بود و به تدريس اشتغال داشت . وى از اعاظم تلامذهء مرحوم آقا حسين خوانسارى و قدوهء مقتداى عهد و به حدت ذهن و حسن سليقه و تبحر در جميع علوم اشتهار داشت و منصب شيخ الاسلامى فارس به خدمتش مرجوع و مدرسش مجمع طلبهء آفاق . مدتى در خدمت ايشان به مذاكره و مباحثه پرداختم و طبيعيات شفا و الهيات و شرح اشارات و حواشى قديمه و جديده و غير آن از او استفاده نمودم تا آنكه به بلدهء فسا رفته به رحمت ايزدى پيوست . الحق از نحارير فضلا بود و فكرى رسا و طبعى مستقيم و شكفته داشت . در شعر عربى و فارسى و معما و منشآت عربى و فارسى نهايت قدرت يافته بود و قصايد عربى در مدح امير المؤمنين - عليه السلام - دارد و بغايت بليغ گفته و در فارسى شعر شوخ دارد و « معنى » تخلص ايشان است » . انتهى به قدر الحاجة . مؤلف گويد كه از جملهء قصايد بلاغت آثار او كه در مدح جناب باب مدينهء علم - عليه السلام - نظم فرموده اين قصيدهء بديعه به نظر رسيده در مضمار سخنورى ، قصب السبق از اقران خود ربوده . چون مشتمل بر لطايف اشارات و بدائع نكات بود در اينجا ثبت نمود . قصيده : « 1 » ما ارتحت مذ ركبت البين جيرانى * يا صاحبىّ باتلافى أجيرانى جلدى حصيرى زفيرى فيه سلسلتى * من المجون شجون السّجن سجّانى لله طيف شذت منه سجيرانى * تكاثر السّهد عن ذكراه ألهانى ما لي و للنّوم بعدا ما ابتليت به * و هل يزور الكرى بالنكر اجفانى

--> ( 1 ) . در رائق سيد احمد عطار 91 بيت و در كتاب ما 89 بيت و در فارس‌نامهء ناصرى 19 بيت ( ص 1392 و 1393 چاپ دكتر رستگار ) از اين قصيده چاپ شده است . متن حاضر با الغدير فى الكتاب و السنة و الادب مقابله شد . اختلافات نشان داده شد .