محمد على آزاد كشميرى
216
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
يكدو لقمه جريش « 1 » اكتفا نموده كيفيت رياضات و سلوك زندگانى آن زندهء جاودانى ، اتساع مقامى عظيم مىخواهد . علوم ظاهر و باطن را جامع و نور شهود از سيماى او لامع بود . گوشهء عزلت در اصفهان اختيار و آخر از آنجا به ملأ اعلى انتقال نمود . خطوط را زيبا مىنوشت و مجلدات بسيار كتب نافعه به قلم مبارك خود كتابت فرموده وقف بر طلبه نمود و به قدم مصادقت و و داد كه با والد علامه - اعلى اللّه مقامه - داشت در بدايات صبى قبول تربيت اين بىسواد استعداد فرمود چنانكه بسيارى از مقدمات علميه را تلقين از آن عارف ربانى يافته و پرتو التفات او بر مشاعر اين قاصر تافته . گاهى به انشاى اشعار ، زبان مقالش ترجمان حال شدى » . انتهى به قدر الحاجة . 33 ) الفاضل الاديب الفصيح محمد مسيح بن اسماعيل المعروف به ملا مسيحا الفسائى [ حدود 1037 - 1127 ه . ق ] : « 2 » از اكابر ادبا و فضلاى اعلام و افاخم علما و اجلاى ذوى الاحترام و از اعاظم تلامذهء قدوة الانام آقا حسين خوانسارى بود چنانچه شيخ على حزين در تذكرهء خود به تقريب ذكر علماى اعلام آورده : « المولى الاجل الفاضل الاكمل مسيح الانام اعلى اللّه مقامه . اسم شريفش محمد مسيح بن اسماعيل فسائى است كه از گرمسيرات شيراز و در نزاهت و لطافت هوا ممتاز است و تخلص حضرت علامى در اشعار عربى « مسيح » و در فارسى « معنى » است . علامهء روزگار و نادرهء ادوار ، در جميع علوم ، سرآمد علماى اعلام و احذق اذكياى افاضل عالىمقام بود » . و ايضا شيخ على حزين بعد مدح بسيار مىگويد كه با آنكه بهسبب كبر سن ، آثار شكستگى و هرم از پيكر انورش آشكارا بود قوت حواس به درجهء كمال [ داشت ] و اصلا فتور و كلالى به آن روح مجسم راه نداشت . شكفتگى طبعش ، رشك نوبهار روضهء رضوان و سرير خامهء حقايق تصويرش ، زنگ كلفت از ضمير هوشمندان مىزدود . بسى رسائل نفيسه و حواشى شريفه از مآثر ذهن وقّاد و طبع نقّادش بر صفحهء روزگار به يادگار ، و خطب غرا و منشآت بديعهاش ، كحل الجواهر بصائر فصحاى بلاغت شعار است . اشعار عربى آن مسيح ، كسادافكن كالاى بازارچهء بديع و حريرى و رونقشكن شعر متنبى و معرى ، و در انشاى شعر فارسى ، شكرشكنان را صلاى احسان و نوال داده و از نواى كلك طوبى مثال به صوامع قدسى سروشان ، در گنجينهء معنى گشاده تا آنكه در مراحل عشر تسعين ، جهان بىبقا را وداع نمود و داغ حرمان بر دل خردپژوهان ارباع گذاشت . و ايضا گفته : كه از نفايس منشآت فارسى او ديباچهاى است كه بر ترجمهء كتاب مصائب
--> ( 1 ) . جريش - بلغور . در تذكرة المعاصرين چاپ سالك : « چربش » ! ( 2 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 246 ، تذكرهء حزين ، ص 116 .