محمد على آزاد كشميرى
188
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
حسين پاشا بن على پاشا ، متسلم « 1 » بصره كه از جانب سلطان محمد عثمانلو وزير بغداد ، فرمانفرما بود با او از در عصيان برآمده بغى ورزيد . سلطان محمد سردارى را با لشكر بىكران به دفع او فرستاد . پاشا تاب مقاومت نياورده از بصره فرار و به سمت هندوستان آواره گرديد . افواج رومى به نحوى كه عادت ايشان است تيغ عاجزكشى را تيز و با رعايا و زيردستان از در ستيز و آويز درآمده از جزاير تا حوالى بصره را بتاختند و خلقى انبوه ناچيز گرديد . مردم جزاير كه از اعوان پاشا بودند در آن آشوب نيز جلاى وطن نموده هركس به طرفى فرار نمود ، از آن جمله سيد نعمة اللّه نيز در آن سال از جزاير به حويزه كه از قديم مقر رياست والى عربستان است آمده و حكومت حويزه و آن نواح از قبل از ظهور شاه سليمانشان شاه اسماعيل صفوى الى الآن به سادات مشعشع اختصاص دارد و اين سلسلهء عليه از بدايت حال تا اين زمان همه امامى مذهب و در اقطار جهان به جلالت قدر و علوشان معروف و به سخاوت ذاتى و شجاعت فطرى و حسن اخلاق بين الانام موصوفند ، در ترويج دين مبين و احترام علماى اعلام دقيقهاى فروگذاشت نمىنمايند و هميشه در مجالس سلاطين دينپرور ، صدرنشين و در كمال عزت و امين بودهاند . و در آن عصر والى ، سيد على بن مولى خلف بود و او را در خدمت سيد اراداتى تمام بود ، استقبال و لوازم ضيافت و مهماندارى و شرط پرستارى و خدمتگزارى را به تقديم رسانيد و به اقامت حويزه تكليف نمود . هم در آن وقت عرايض اهالى شوشتر به التماس ، متضمن تكليف آمدن به آن شهر بهشت اساس رسيد و به حكم استخاره رونقبخش ساحت شوشتر گرديد . در آن اوان حكومت شوشتر از بلد و بلوك به فتحعلى خان بن واخشتو خان كه از غلامان خاصهء شريفهء سلاطين صفويه بود تعلق داشت . خان و اعيان و اعاظم و اركان رعايا و برايا تا دومنزلى شهر استقبال و مقدم او را به اكرام و اعزاز تلقى نمودند و به التماس ، ماندن و توطن را از خدمتش استدعا كردند . آن حضرت نيز مسئول آنها را قبول و توطن اختيار نمود و از آن روز باز شوشتر موطن اجداد والاتبار گرديد . همگى مردم بلد و بلوك ، غاشيهء اطاعت آن بزرگوار را بر دوش و حلقهء ارادت او را در گوش كشيدند و مدرسه و خانقاه به نحوى كه لايق آن سيد عالىجاه بود بساختند . از پيشگاه پادشاه مالك رقاب ، شاه سليمان صفوى شغل جليل شيخ الاسلامى و قضاوت و تدريس و نيابت صدارت و امامت جمعه و جماعت و توليت مسجد جامع و امر به معروف و نهى از منكر و ساير مناصب شرعيهء بلد و بلوك و ساير بلاد قريبه به خدمتش مرجوع شدند و همهء آن اشغال خطيره را بر نهج ستوده تقديم كرد . اقارب و ذوى الارحام به تدريج از جزاير به او پيوستند و آن حضرت با همه طريقهء مؤاخات و مواسات به عمل مىآورد . . . بالجمله سيد عالىجناب مردم را به بناى مساجد و مدارس تحريض نموده در هر محله مسجدى
--> ( 1 ) - روميان ، حاكم بصره را متسلم و قائممقام خوانند .