مير سيد على جناب

55

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي )

نظر به اينكه فقه بدون اصول نمىشد ، چندى را مشغول شد نزد آقا ميرزا حسن آقا ميرزا ابراهيم به مباحثهء فوائد و اصول خارج ، و نزد جهانگير خان ، عرفان و اسفار و غيره تحصيل كند . در اين احوال كه صداى علوم جديد بلند شده بود . ضمنا نزد آقا ميرزا شيخ محمّد خان دكتر ، تحصيل فيزيك و جغرافى كرد . على خان ناظم العلوم آن‌وقت در اصفهان بود و جهت بعضى ، ترجمه و تدريس هيئت جديد مىكرد . قدرى هم به توسط آن ترجمه‌ها و جزوه‌هاى شاگردان على خان مستفيد شد . وقتى خود مؤلف تحصيل مىكرد از روى كتاب‌هاى او [ مير محمّد باقر ، پدر مؤلف ] ، اتفاقا چند حاشيه از مير محمّد باقر ملاحظه شد ، از قبيل يادداشت يا توضيح عبارت مشكلى بر كتاب اسفار و شرح لمعه و قوانين و ترسيم يك نيمكرهء فلكى با دواير و چند ستاره در افق اصفهان . ديگر يك انبار اسباب از او مخلف شده بود كه چون متوليان امور مؤلف كه صغير بود نمىدانستند براى چيست ، درهم و برهم مانند كثافات منزل مهمل گذارده بودند . تا وقتى مؤلف برحسب اتفاق در آن اطاق تاريك بدهواى كثيف ، چيزى را جستجو مىكرد ، بعد از ديدن اصطلاحات طبيعى و رياضى قديم و جديد و غيره ، يك دستگاه چرخ الماس عالى كه صنعت اصفهان بود و حاليّه در مدرسهء متوسطه است ، دو دستگاه عكاسى كه شايد قبل از اين در اصفهان نياورده بودند و پيه زيادى با ساير لوازم چراغ الكتريكى و چراغ‌هاى بزرگ و كوچك . تعجب اينجاست كه يك طرف آن انبار ، چند صندوق قنديل بلور كه با پيه روشن مىكرده است جهت ميهمانى و جشن ، چنانچه معمول آن زمان بوده است و هنوز چراغ‌هاى نفطى و لامپ را نمىشناخته‌اند ، گذارده بود مجاور اسباب الكتريك و هنوز هم بقيهء نمونه آن‌ها هست . و اسطرلاب ممتاز كه تماما دلالت داشت [ بر اين ] كه يك نفر تاجرزاده كه فقط صبح ، وقت ، جهت تحصيل داشته و بعد مشغول كاسبى مىشده ، در مدت