رضا قليخان هدايت

1448

مجمع الفصحاء ( فارسي )

در مدح امام‌جمعه آقا مير محمد مهدى امروز از دو مهدى اسلام را فر است * بر پا ازين دو هادى شرع پيمبر است آن حجت است بر بشر و اينش نايب است * آن مخفى است از نظر و اينش مظهر است آن از در اصالت در شرع حجت است * اين از ره نيابت در شرع رهبر است امروز شخص اوست شهنشاه شهر شرع * كوس شهيش نعرهء اللّه اكبر است شاهى كه پنج نوبت او پنجگانه است * ميرى كه چاربالش او چار دفتر است از امر و نهى نافذ او در سيم سپهر * ناهيد دف دريده و بشكسته مزمر است از احتساب تقوى او شاهد فلك * اندر هواى مقنعه و فكر چادر است در خشك‌سال رى به گه دى كه گفتىاى * ناياب قطره آبى مانند گوهر است از يك‌دمى كه دست گرفت او بر آسمان * اكنون به هر زمينى درياى اخضر است روى زمين نه اوست كه قاقم شمايلست * سطح فلك از اوست كه سنجاب پيكر است و له هرچند بهار است و گه ساغر و جام است * اى ترك بنه جام ز كف ماه صيام است نى نوبت رود است و سرود است و سماع است * هنگام درود است و صلاة است و سلام است هم همهمهء مصحف در بيگه و گاهست * هم ولولهء مقرى اندر در و بام است جامى كه به دور اندر آسوده به طاق است * مصحف كه به طاق اندر در دور چو جام است سجده است پى سجده مر آن كيست كه امروز * معلوم كند شيخ كه و رند كدام است دردىكش ميخانه به جامع به جماعت * وانگه به نخستين صفش امروز مقام است