رضا قليخان هدايت
1494
مجمع الفصحاء ( فارسي )
قطعه به وزن تقارب چو شيرى برآمد به پشت پلنگ * بلندآفتابى هلالى به چنگ ز هوش فلاطون دمش تيزتر * ز ابروى دلدار خون ريزتر كه ديده درين دهر پرانقلاب * مهى در ميان چهار آفتاب 1007 منصف قاجار از نجباى سلسلهء عليهء نجيب الشأن و نام ناميش محمد زمان خان خلف الصدق فضلعلى خان قاجار قوانلو است آبا و اجداد ايشان هميشه در دربار پادشاهان سلسله قاجار صاحب مناصب عليه در نهايت عزت و اعتبار و در كمال جلالت و اقتدار بودهاند و همواره سالارى و سردارى مىفرمودهاند خود آن جناب جوانى خجسته آداب است نيك ذات و نيكوصفات هميشه به عزت و انزوا مايل و بجز نقش محبت هر نقشى از لوحهء خاطرش زايل به صحبت امرا نمىكوشد و با اعاظم نمىجوشد پيوسته به تهذيب اخلاق و تكميل نفس ساعى و شاقيست و وارسته از قيود علايق از كمالات صورى و معنوى با بهرهء وافى است و نصيبى كافى خط شكسته را درست و خوش مىنويسد و خالى از خلاف و نفاقست و مملو از وفا و وفاق با منش لطفى كامل و سرشار است و مرا به خدمتش اخلاص بىشمار انواع شعر را خود مىگويند و اقسام سخن را پسنديده و مطلوب زبان از هجا و معما بسته دارد و دل از هزل و ناسزا رسته اشعار شيرينش بر اين معنى گواه است و گفتار متينش رافع اين اشتباه هموار تمجيد ائمهء هدى كند و تعريف اهل صفا نگارد ولادتش در روز عيد غدير خم چهارشنبه هجدهم ذىحجه سنهء 1227 وفاتش در سنهء 1264 از غزليات و قصايد ايشان اين اشعار ثبت و ضبط افتاد :