رضا قليخان هدايت

1485

مجمع الفصحاء ( فارسي )

در عرشگاه امكان فرخ سير نياكان * ميران ملك‌آرا شاهان دادگستر فرمان‌بران يزدان فرماندهان كيهان * پروردگار زهرا نوباوگان حيدر هم در ستايش حضرت نايب‌السلطنهء مغفور جاهش فراز افخم و افلاك * نامش طراز نامه و دفتر عزش نه تحت داند و نه فوق * جودش نه خشك ماند و نه تر و همت سپهر خواند به پايه * گفتا سپهر كاينش نه درخور آن گوهريست مايهء ذاتش * كز آفرينش آمده برتر رأيت دواسبه تاخت بر غيب * معلوم كرده مدغم و مضمر سعيت دودسته آخته شمشير * معمور كرده كشور و لشكر نه بىتو هيچ ملك مصفا * نه بر تو هيچ راز مستر دوشيزگان حجلهء حلقت * چون بر سپهر زهره ازهر دلكش چو نغز روضهء مينو * زيبا چو پاك طلعت اختر ننگ جمال سدره و طوبى * رشك زلال زمزم و كوثر چرخت به طبع خاضع و خاشع * دهرت به طوع ناصر و ياور عيشت بگاه بزم مهنا * جيشت به روز رزم مظفر و له حريم حشمت آن ناسپرده پاى گمان * حجاب حرمت اين نابسوده دست خيال شمرده فكرت آن هرچه نكته‌هاى وجود * گشاده همت اين هرچه عقده‌هاى محال ز تيغ اين يك بر ماه رايت مهدى * ز بيم آن يك در چاه فتنه دجال نفاذ حكم يكى را ستاره گشته رهى * سخاى دست يكى را زمانه گشته عيال هماى همتشان راست دهر در سايه * عقاب رايتشان راست چرخ در چنگال چو جودشان بشمار اندر است موج بحار * چو حكمشان بشتاب اندرست جرم جبال