رضا قليخان هدايت
1477
مجمع الفصحاء ( فارسي )
گوييدش از من اى كه درين شهر قرنهاست * در غر زنى تو شهرهء هر كوى و برزنى پيرايه مرد را خرد است ار نه چون رهى * رو بخت گير اگر همه با تاج و گرزنى طيبت گرت رسيده به خاطر به من چرا * دانستمت كه كودنى و طرفه كودنى 998 مدهوش جرفادقانى نامش ملا محمد صادق و ملاباشى نواب شاهزاده حيدر قلى ميرزا حاكم سابق گلپايگان بوده است و عمرى در خدمت او آسوده در سفينه اين ابيات به نام او ديده شد : نوبهار است و به گلزار نسيم سحرى * مىدهد مژده كه گل راست گه جلوهگرى مىپرستان جهان را كه خبر خواهد داد * كه ازينپس خبرى نيست به از بىخبرى در چنين فصل كه بىپرده صبا در گلزار * هردم از غنچهء نورسته كند پردهدرى من و ترك مى و معشوق زهى بىخردى * من و قطعنظر از عيش خهى بىبصرى 999 منظور شيرازى نامش آقا محمد ابراهيم به طلاقت لسان و حلاوت بيان مشهور و در افسانهخوانى در حضرت خاقانى مذكور گرديد و احضار شد در سفر و حضر از افسانههاى كهن متضمن اشعار خوب به عرض صاحبقران رسانيدى گاهى شعرى گفتى سالها با من رفيق و شفيق بود اكنون درگذشته است . به صد هزار افسون دل گرفتم از كف ماهى * ربود سروقد ديگر از كفم به نگاهى ز ناوك مژه كردى هزار رخنه به جانم * كجا رواست به يكتن ستم كنند سپاهى