رضا قليخان هدايت
770
مجمع الفصحاء ( فارسي )
كريم الطبع حميد الخلق بود معروف سلطان و مشهور ايران از آغاز شباب و داد و اتحاد داشتيم در اين ايام وفات يافت . اين بيت از اوست : دل ز كف رفت و نيامد به كفم دامن دوست * قيمت وصل ندانسته خريدار شدم 658 شقايق اصفهانى نامش آقا على اصغر و حرفتش خياطت بوده در جوانى وى را دريافتهام . غزلسرايى مىنمود و طبعى شكفته و خاطرى مشعوف و همتى عالى داشت و از شعرش هنوز نيافتهام كه بنگارم . 659 شيداى اصفهانى نامش آقا محمد على و از خوشطبعان عاشقپيشهء نظرباز ظرافتشعار بوده ، در شيراز نشو و نما نموده در اواخر حال از كثرت افيون غالبا در نعاس و از حضور حضّار بىخبر بوده . در ايامى كه ميرزا حسين وزير فراهانى شبها به صحبت شعر غبتى داشتى و غزلى از عاشق را نخست برخواندى پس غزل خود را در جواب او به ميان آوردى شيدا به رفيقان التماس كرد كه او را نيز با خود در آن مجلس عالى برند تا اشعار عاشق را تقبيحى و ابيات وزير را تصديقى كند و فيضى برد . وى در پهلوى هادى به يك ساكى فرونشست و در اواخر شب كه مجلس صحبت شعر بود وى را خواب و نعاس درربود با هادى بيك مقرر كرد كه چون وزير اشعار عاشق خواند دستى بر وى زند تا بيدار شده اشعار او را مذمتى كند و اشعار وزير را ترجيحى دهد . وزير اشعار عاشق بخواند و بگذشت و نوبت به غزلهاى وى رسيد ، شايق شيدا را بيدار كرد ؛ بيچاره خوابآلود گوش فرا نداده حقيقت نيافته گفت بسيار بد گفته و سخت سست بسته است وزير ملتفت