رضا قليخان هدايت

793

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و له ايضا فرخنده باد عيد سعيد مه صيام * بر روزگار دولت شاه جم احتشام گويى شكرلبى است كه از بهر وصل خويش * هردم كند اشاره به ابرو ز طرف بام مانند ابرويى كه به ديد آيد از نقاب * يا تيغ هنديى كه برون آيد از بنام آورده زهره شانهء سيمين مگر به كف * تا دركشد به طرهء عنبر شميم شام چوگان سيم و گوى زر عيد را ببين * از ماه و آفتاب بر اين صحن سبزفام نقش سرون گاو نگر بر سرين شير * كز پشت گاو پنجهء شيرش بود كنام دانى هلال را چه رود بر فراز چرخ * هنجار نون و صورت عين است و شكل لام يعنى به‌جاى حلقه كشيد آسمان به گوش * نعل سم سمند امير فلك خيام در مدح حضرت على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء صوفى ازرق لباس زد نفس عنبرين * وز نفس او جهان گشت پر از مشك چين شد شكن اندر شكن طرهء گيسوى شب * شد صنم اندر صنم حجلهء چرخ برين خسرو افلاك راند باره به زير افق * سايهء مخروط زد خيمه به روى زمين زهره ز طرف افق خنده‌زنان رو نمود * راست چو در طرف باغ حوروشى نازنين بر درجات سپهر انجم گيتىفروز * در غرفات بهشت انجمن حورعين ماه نو از روى شكل زاغ كمان طغان * نقش شب از روى وهم شكل سنان تكين دست شب عطرساى سود به بزم فلك * در صدف آبگون لخلخهء عنبرين دهر به غربال چرخ از شب كحلى طراز * چرخ به مكيال دهر ز انجم شعرى جبين بر ورق سيم‌رنگ بيخته مشك تتار * در طبق لاجورد ريخته درّ ثمين ثابت و سيار چرخ طوفان زنان گرد قطب * چون فرق جن و انس در حرم شاه دين شاه خراسان كه يافت از شرف تربتش * خاك خراسان شرف بر فلك هفتمين آنكه به ايماى او صورت ناچيز برد * بر سر روباه مكر حمله شير عرين عفو وى آنجا رسيد كز كرم عام او * دارد مأمون به حشر چشم مقام امين شوق طواف درش گر نشدى پايمرد * در رحم امهات نطفه نگشتى جنين