رضا قليخان هدايت

72

مجمع الفصحاء ( فارسي )

بر سر خلق بود ظل‌اللّه * سايه را سايه كى بود همراه در مدح امير المؤمنين بعد حمد محمد آنكه ولى است * ثالث خالق و رسول على است عقل و برهان و نفس و امر گواست * كان دو را غير اين سيوم نه رواست چون گروهى يگانه‌اش ديدند * به خداييش مىپرستيدند حبذا پايهء بلند كمال * كه شود مشتبه به حق متعال ديد معبود را به ديدهء جان * نپرستيد تا نديد عيان ساختى با خدا چو بزم حضور * جامهء تن ز خود فكندى دور پر به سوداى تن نكوشيدى * گاه كندى و گاه پوشيدى در نماز آن‌چنان ز جا رفتى * كه دعاوار بر سما رفتى بود غفلت ز سلخ پيكانش * كه به تن بود آن نه بر جانش چون هواى شكست عزى كرد * مصطفى كتف خويش كرسى كرد آنكه مهر نبوتش خوانى * جاى پاى على است تا دانى بىمديحش نمىزنم نفسى * ليك نتوان شناخت قدر كسى كه نهفتند حالتش امت * نيمى از بيم و نيمى از خست بد سر مصطفاش بر زانوى * سجده ناكرده مهر رفت فروى دعوتش را خدا اجابت كرد * رد خورشيد يك‌دو نوبت كرد هم در خطاب به انسان كه اشرف مخلوقات است اى تو آيينهء تجلى ذات * نسخهء جامع جميع صفات در نمود تو ذات مستور است * ذات مخفى صفات مذكور است جز تو كس قابل امانت نيست * وين امانت بجز خلافت نيست به تو از ملك ماه تا ماهى * نامزد شد خليفة اللهى هرچه در آسمان گردان هست * در تو چيزى مقابل آن هست