رضا قليخان هدايت

19

مجمع الفصحاء ( فارسي )

440 ابو القاسم فندرسكى نام شريفش ميرزا ابو القاسم و فندرسك از اعمال استرآباد است و آن حضرت در همه علوم كامل و استاد در معقول و منقول وحيد زمانه و در تجريد و تفريد يگانه با شاه‌عباس صفوى معاصر بوده و مدتى سياحت هندوستان فرموده از تعريف معرا و از توصيف مبراست از اشعار آن جناب تيمنا در اين كتاب نوشته شد : من قصائده قدس سره چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد هرچه بر بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى اين سخن را درنيابد هيچ فهم ظاهرى * گر ابونصرستى و گر بو على سيناستى جان اگرنه عارضستى زير اين چرخ كهن * اين بدنها نيز دايم زنده و برپاستى هرچه عارض باشد آن را جوهرى بايد نخست * عقل بر اين دعوى ما شاهدى گوياستى مىتوانى گر ز خورشيد اين صفتها كسب كرد * روشن است و بر همه تابان و خود تنهاستى صورت عقلى كه بىپايان و جاويدان بود * با همه هم بىهمه مجموع و هم يكتاستى جان عالم خوانمش گر ربط جان دارى به تن * در دل هر ذره هم پنهان و هم پيداستى