رضا قليخان هدايت

20

مجمع الفصحاء ( فارسي )

هفت ره بر آسمان از فوق ما فرمود حق * هفت در از سوى دنيا جانب عقباستى مىتوانى از ره آسان شدن بر آسمان * راست باش و راست رو كانجا نباشد كاستى هركه فانى شد به او يابد حيات جاودان * ور به خود افتاد كارش بىشك از مو تاستى اين گهر در رمز دانايان پيشين سفته‌اند * پى برد در رمزها هركس كه او داناستى زين سخن بگذر كه او مهجور اهل عالم است * راستى پيدا كن و اين راه رو گر راستى هرچه بيرون است از ذاتش نيايد سودمند * خويش را او ساز اگر امروز و گر فرداستى نيست حدى و نشانى كردگار پاك را * نى برون از ما و نى بىما و نى با ماستى قول زيبا نيست بىكردار نيكو سودمند * قول با كردار زيبا دلكش و زيباستى گفتن نيكو به نيكويى نه چون كردن بود * نام حلوا بر زبان بردن نه چون حلواستى اين جهان و آن جهان و بىجهان و با جهان * هم توان گفتن مر او را هم از آن بالاستى عقل كشتى آرزو گرداب و دانش بادبان * حق تعالى ساحل و عالم همه درياستى نفس را چون بندها بگسست يابد نام عقل * چون به بىبندى رسى بند دگر برجاستى