رضا قليخان هدايت
136
مجمع الفصحاء ( فارسي )
الهى متوجه است « نعمة اللّه معنا و رحمة ا . . . علينا ذلك فضل اللّه بنا » روزى مقرر بود كه در قفصهء جامع عتيق با ميرزا اسكندر بن عمر شيخ نمازگزارند حافظ رازى سجادهء مير سيد شريف را بر طرف دست راست ميرزا اسكندر بگسترد و سجادهء نعمة اللّه را به جانب چپ ناگاه سيد از در بزرگ بازار ظاهر شد مردم چنان به ازدحام به دستبوس رفتند كه بيم آن بود كه سيد شريف در زير دست و پاى خلق هلاك شود سيد دست او را گرفته به همراه آورد تا داخل قفصه شدند مير سيد شريف ديد كه حافظ رازى كه از تلامذهء اوست سجادهء او را بر دست راست انداخته بنا بر ادب او را برچيد به دست چپ گسترد و سجادهء سيد را به جاى آن گسترد حافظ رازى گفت چرا چنين كردى ؟ سيد شريف گفت بگذار كه تو حال اوليا را ندانى . الحاصل سيد نور اللّه نعمة اللّه پس از يكصد و پنج سال عمر در ماهان وفات يافت عارف اسرار وجود تاريخ فوت اوست . سلطان شهاب الدّين احمد بهمنى دكنى ، كه از مريدان سيد بوده امينى فرستاده گنبد و بارگاه وسيع عالى بر مرقد سيد برافراختند عدد رسالات حقايق و معارف آيات سيد زياده از سيصد است مؤلف هشتاد و دو رسالهء عربى و فارسى او را ديدهام و الآن حاضر است و ذكر اسامى آن موجب تطويل خواهد بود ديوانش را جمع كردهاند و سيد داعى اللّه شيرازى بر آن ديباچهاى نوشته است اينك ده دوازده هزار بيت موجود است و از آن جمله مىباشد . در نعمت و منقبت حضرت خاتم الانبياء محمد المصطفى صلى اللّه عليه و آله الطاهرين از تتق كبريا صورت لطف خدا * بسته نقابى ز نور روى نمايد به ما درهء بيضا بود صورت روحانيش * سايهء ذات حق است سايهء او ماسوا بر رخ جامع بود صورت جمع وجود * نور گرفته ز حق داده به عالم ضيا پيشتر از عقل كل خوانده ز لوح ضمير * حكم قضا بىغلط لوح قدر بىخطا خضر مسيحا نفس از دم او زنده دل * حسن ازو كرده وام يوسف زيبا لقا جامع اين نشأتين صورت و معنى او * حاكم دنيا و دين سيد هر دو سرا مظهر اسماى حق مظهر ذات و صفات * اول آخر بنام باطن ظاهرنما اول اسم و حروف ساخت مسمى به اسم * يافت هدايت ز هو داد هويت به ها