رضا قليخان هدايت

13

مجمع الفصحاء ( فارسي )

فى النصيحة در مجلسى كه همدم آزادگان شوى * صافى و دلگشاى به كردار باده باش مانند خوشه گر هوس سركشيت هست * چون دانه از طريق تواضع فتاده باش خواهى كه شاه رقعهء آزادگى شوى * ز اسب مراد خويش به رغبت پياده باش ور بايدت چو ابن يمين گنج عافيت * زنهار دور از طلب نانهاده باش فى الحكمة و النصيحة اى بسا فيلسوف كارآگاه * كه به مردى ببرد كار از پيش چو رسيدش زمان آنكه خورد * نوش دولت زدش نحوست نيش وى بسا غافل زمانه كه يافت * حظ وافر ز بخت بيش از پيش نيست نكبت ز غفلت مردم * نيست دولت ز فكر دورانديش چون چنين است عاقلان دانند * كه كسى را نخواست است به خويش تيرها را عرض بود قربان * تا كه را راست مىرود از كيش نرهد كس به عقل ازين دريا * بند كشتى نزد كسى به سريش در مدح امام ثامن ضامن به بنده ابن يمين گفت دوستى كه تويى * كه شعر توست كه بر آسمان رسيده سرش چرا مديح سراى رضا همىنشوى * كه در جهان نبود كس به پاكى گهرش بگفتمش كه نيارم ستود امامى را * كه جبرئيل امين بود مادح پدرش و له شراب در تن آن كو شرابخواره بود * چو روغن است كه ريزند در مغاك چراغ اگرچه زنده ز روغن بود چراغ ولى * فزون ز قدر شود موجب هلاك چراغ