رضا قليخان هدايت
129
مجمع الفصحاء ( فارسي )
نوميديم ببين كه به كين مىدهم قرار * با من چو جنگ مصلحتآميز مىكنى خواست گويد سخنى ديد زمانى از پى * تا ببيند كه نباشد نگرانى از پى 488 مكتبى شيرازى از مكتبداران شيراز بوده طبع خوشى داشته گاهى غزلى منظوم مىنموده تا دغدغه به خاطرش راه يافت كه بر طرز نظامى مثنوى خمسه گويد به ليلى و مجنونى آغاز نهاد تا طبع را پختگى روى دهد و به ديگر مثنويات روى نهد ندانم توفيق نظم آن مثنويات را يافت و باقى نمانده يا عمرش به اميد او وفا نكرد ليلى مجنون را بس نيكو گفته است ازو مىباشد : از منتخب مثنوى ليلى و مجنون اى بر احديتت ز آغاز * خلق ازل و ابد همآواز اى برتر از آنكه ديده جويد * يا نطق زبان بريده گويد نه از گنه منت زيان بود * نه باشدت از عذاب من سود از سوزش ما چو نيست سودى * گو شمع تو را مباش دودى ما را به امان برات گل بخش * مهر از كف خاتم الرسل بخش در مقام ولادت قيس و احكام حكيم منجم در زايچهء طالع او گفته شاهنشه انبيا محمد ( ص ) * ماه افسر و آفتاب مسند چون كرد به اخترش نظاره * شد چشم حكيم پرستاره گفت اين خلف خليفهزاده * ماهى شود از فلك زياده روزى كه ز دانش و فنونش * صندوق كتب شود درونش