رضا قليخان هدايت
120
مجمع الفصحاء ( فارسي )
به زور الگريه ما رفتى الى عند النگار آخر * رقيب الخرس ماندى عاقبت كالخر فى گلها شه خوبى لو على رغم الرقيبان مىشوى امشو * على گردن شما دستين ما هر دو حمايلها * * * گفتمش يا ساقى امشب مى شما سرخوش نيست * گفت لالا صافصاف و شيز ديگر يوش نيست گفتمش جان مىدهى با قيمت يك بوسه گفت * كت جهنم پخ يمه ما بوسه را به فروش نيست و له ايضا گفتى به يار خويش كه يا ايها الفلان * ما من قبيلهء عربى انت تركمان لا تو زبان ماست بفهمد و لا من است * لو لا المحبتست به من كان ترجمان مستانى من لبان شما بوسه سيد است * لو كا الستارة تو برود عند آسمان فى الليل شهخوردى تو مع الغير شراب است * شد روى تو آتيش و دل ماست كبابش يك فول به جيب و بغل ماست نماند است * فى العشق تو و اللّه شدى خانه خراب است فى الوصل شما وعده خلاف است الى كى * آخر تو بده گرنه ثوابست جواب است آن خرس فرخرس كه با ماست رقيب است * لو گردنش او را بزنى خوب ثواب است مىواشوى البتّه من الغم دل سيد * مى واكنى از شهره اگر بند نقاب است و له يار مىخواهد شما ما تنگ دربر مىكشد * لو كشد صد بار مىخواهد كه ديگر مىكشد بار ناز تو دگر لا مىكشد ما فى الثمن * مىرود مع كل على ياد تو ساغر مىكشد