رضا قليخان هدايت

2206

مجمع الفصحاء ( فارسي )

از ريگ بيابان عدد لشكر او بيش * وز شاخ درختان عدد خيمه و خرگاه پنداشتى از آهن و الماس جهانى است * چون روضهء فردوس به زر اندر و ديباه كرمانش نه بس بود طمع كرد به ايران * چون جست همه شد ز همه دستش كوتاه مرغى است به دريا در و گويد كه دو گيرم * دل بر دو گمان چون سفرى بر سر دو راه صيدى به كف آورد يكى ديگر جويد * هرگز نبود سير يكى روز به يك ماه نايدش به چنگ آنكه سوى او كند آهنگ * آن نيز كه دارد شود از چنگش كوتاه شد لاجرم از درد گل دو رخ او زرد * شد لاجرم از غم نفس اندر دل او آه آمد كه به بيداد به چنگ آرد باطل * بندد كمر شاهى و بنشيند بر گاه اين مايه ندانست كه نپسندد بيداد * فتاح شه عالم بو الفتح ملكشاه گر باد خزان كاه ز خرمن بربايد * انديشه او بادبزانست و عدو كاه 424 نظامى گنجوى و هو ابو محمد نظام الدّين احمد الياس بن ابو يوسف بن مؤيد المطرزى . گويند برادر قوامى مطرزى گنجوى بوده اگرچه حكيم نظامى از اهل قم بوده به گنجوى شهرت فرموده‌اند در طريقهء سير و سلوك به اخى ابو الفرج زنجانى بستگى داشته است . قطع نظر از مراتب انسانى و فضائل روحانى جناب شيخ نظامى در مرتبهء شعر و شاعرى پايهء عالى دارد و هريك از كتب خمسه را به استدعاى صاحب تخت و تاجى منظوم فرموده وفات شيخ در عهد طغرل بن ارسلان سلجوقى در سنهء ست و سبعين و خمسمائة بوده گويند شيخ را چندين هزار بيت سواى خمسه اشعار است زيارت ننموده‌ام . الحق او را درين فن كه دارد يعنى در طريقهء مثنوىسرايى عاشقانه ثانى نيست درين شيوه مسلم است و كس را با وى مجال همسرى از كافرى است . تيمنا و تبركا بعضى از اشعار آن جناب در اين كتاب نوشته خواهد شد :