رضا قليخان هدايت
2200
مجمع الفصحاء ( فارسي )
418 نظام جامى اسمش نظام الدولة و الدين احمد به فضائل انسانى آراسته و از رذايل نفسانى پيراسته در دفتر خوارزم شاه نويسندهاى معتبر بود از اشعار او قلمى شد . از او است : دى دلبرم رسيد چو زد آفتاب تيغ * با روى همچو آتش و در كف چو آب تيغ پيكان تير غمزه چنان تيز كرده بود * كز شرم مىكشيد سر اندر نقاب تيغ خورشيد روى او كه ببرد آب آفتاب * مىزد به ناز بر سپر آفتاب تيغ گفتم كه بوسهاى بده اى بت به غمزه گفت * هست اين سؤال را كه تو كردى جواب تيغ گفتم كه تيغ از چه كشيدى چو آفتاب * چون كس به پيش تو نكشد از قراب تيغ گفت از براى خصم خداوند فخر دين * در دست خود هميشه ببينم صواب تيغ تا خصم ديو شكل ترا كم كند سپهر * از خور همى سپر كند و از شهاب تيغ نىنى به نزد عقل روا كى بود كه چرخ * گيرد به دست بهر هلاك ذباب تيغ منسوخ شد سخاوت حاتم كه شد پديد * از گوهر عطيهء تو به انصاب تيغ شمشير كند تا چه محل دارد و چقدر * جايى كه بركشد ز ميان بو تراب تيغ 419 نظامى عروضى و هو نجم الدّين احمد بن عمر بن على مدتها سياحت كرده و مداح سلاطين غور بوده كتاب « چهار مقاله » از او است . با امير معزى ملاقات و صحبت داشته زمان سلطان سنجر را نيز دريافته بعضى او را از شاگردان ميرمعزى مىدانند و چنين است . چون در علم عروض سررشتهء كامل داشته به نظامى عروضى رايت شهرت برافراشته هم از قرارى كه خود در چهار مقاله نگاشته در آن زمان كه عهد او بوده سه نظامى شاعر معروف بودهاند : يكى ، نظامى منيرى سمرقندى ديگرى