رضا قليخان هدايت

2201

مجمع الفصحاء ( فارسي )

نظامى اثيرى نيشابورى و اين نظامى را عروضى مىگفته‌اند و در ورسا كه از اعمال غور است كان سرب از جانب سلطان غور به دو مفوض بوده همانا اصل وى نه سمرقندى است و غالبا از اهل نسا بوده باشد در فن طب و نجوم نيز مهارتى كامل داشته بعضى از ارباب تذكره مثنوى ويس و رامين كه از فخر الدّين اسعد گرگانى است به نام او نوشته‌اند و خطا كرده‌اند . علىاىحال ، كتاب چهار مقاله را نيكو نگاشته و در نثر قدرتى داشته اما در نظمش پايهء چندان نيست و در اين ايام از وى شعرى بلند در ميان نيست الا چند قطعه كه ناچار بعضى از آن نوشته مىشود : و له خواجه احمد گمان من آن بود * كه مرا دوست در جهان چو تو نيست چونكه بر سنگ امتحانت زدم * در جهان خام قلتبان چو تو نيست و له اى آنكه طعنه كردى بر شعر رودكى * اين طعنه كردن تو ز جهل است و كودكى است كان كس كه شعر داند داند كه در جهان * صاحبقران شاعرى استاد رودكى است و له سلامت زير گردون گام ننهاد * خدا راحت درين ايام ننهاد ز گردون آرميده چون بود خلق * كه ايزد خود در او آرام ننهاد در طلب شراب به يكى از احباب نوشته چو هفت هشت حريفيم در يكى خانه * شناخته به خراسان به هفت هشت هنر سه چار كندهء نيكو در اوفتاده سپيد * ز باده‌هاى گران مست گشته جاى دگر شرابمان نرسيده است و ما ز انديشه * بمانده‌ايم سر انگشتها به دندان بر يك‌يك دو دور دگر هر سه چار . . . . . . . . . . . * به پنج شش من مى هفت هشت بنده بخر