رضا قليخان هدايت

2045

مجمع الفصحاء ( فارسي )

سؤال كردم كان زردچهر لاغر چيست * كه گاه عامل نفع است و گاه فاعل ضر گهى ميانهء صحراى سيم غاليه بار * گهى ميانهء درياى قير غاليه خور به فرق اسود و روز هنر به دو ابيض * به گونه اصفر و روى كرم به دو احمر به دو معانى بينا و چشم او اعمى * به دو معالى فربى و جسم او لاغر جواب داد كه كلك وزير شاه است اين * به حل و عقد جهان نايب قضا و قدر سؤال كردم كان عقدهاى گوهر چيست * ز فخر گردن ايام را شده زيور ضمير سفته به الماس عقد هر گهرى * به دست طبع مر آن را به رشته كرده هنر جواب داد كه توقيع‌هاى خواجه بود * به نامه‌ها بر مانند عقدهاى گهر وزير عالم عادل عميد ملك ملك * مجير دولت ابو الفتح اصل فتح و ظفر نمود خواهد در خانهء شرف خورشيد * صناعتى كه چو بستان شود جهان از سر كنند كبكان بر كوه لاله را بالين * كنند گوران بر دشت سبزه را بستر گهى تذروان شادى كنند گرد چمن * گهى گوزنان بازى كنند گرد شمر