رضا قليخان هدايت
2044
مجمع الفصحاء ( فارسي )
در مدح مجير الدوله وزير سلطان گويد سؤال كردم از اقبال دوش وقت سحر * چهار چيز كه نيكوتر است يك ز دگر نخست گفتم كان بيكرانه دريا چيست * كه آب او همه جود است و موج او همه زر در او براند ملاح طبع هرروزى * هزار كشتى بىبادبان و بىلنگر ز گنج فضل گرانبار گشته هر كشتى * به گونهگونه يواقيت و گونهگونه درر گهى به دو در مرغابيان رنگين تن * گهى شگفت و عجب ماهيان زرين پر جواب داد كه آن دست راد دستور است * كه گاه كلك همىگيرد و گهى ساغر سؤال كردم كان چشمهء مبارك چيست * به لون و شكل چو خورشيد و چون دوهفته قمر عيان او ز ضيا و نهان او ز ظلم * برون او ز صفا و درون او ز كدر چو طاعتى كه گناه اندرو بود مدغم * چو آتشى كه دخان اندرو بود مضمر چو اختر است فروهشته ظاهرش ليكن * سياه چون شب تار است باطنش يكسر فروغ اختر ديدم بسى ميانهء شب * شب سياه نديدم ميانهء اختر جواب داد كه هست آن دوات صدر عجم * كه مىنهد گه توقيع پيش خويش اندر