رضا قليخان هدايت
1696
مجمع الفصحاء ( فارسي )
و له ايضا كرد از سنبل سرون شاخ مينا رنگ رنگ * گشت چون مرجان ز گل فرسنگ در فرسنگ سنگ داده بود اندر خزان نارنگ را شببوى بوى * شنبليد اندر بهاران بستد از نارنگرنگ از صبا پر تنگهاى عنبرآگين گشت دشت * آهوان را دشت گشت از عنبرآگين تنگ تنگ بلبل اندر باغ گويى دارد اندر ناى ناى * صلصل اندر راغ گويى دارد اندر چنگ چنگ تا شمر گشت از صبا پرچين چو پر باز باز * باغ بفزود اندرو چون لعبت طناز ناز و له ايضا چون به طرف جوى بنمايد گل خودروى روى * جاى با معشوق و مى اى دل به طرف جوى جوى برده از مرجان به گونه لالهء نعمان سبق * برده از مطرب به دستان بلبل خوشگوى گوى از نسيم سنبل و گل گشت چون خر خير باغ * وزدم زلف بت من گشت چون مشكوى كوى چشم من چون چشمهء آموى گشت از هجر او * تن به خون در چون ميان چشمهء آموى موى كوژ گردد بر سپهر از عشق او هر ماه ماه * خون دل هر شب كند زى چشم من صد راه راه