رضا قليخان هدايت

2035

مجمع الفصحاء ( فارسي )

جوان و پير بوسيدند توقيعت به هر بقعه * بزرگ و خرد پوشيدند تشريفت به هر كشور كنون آشفته شد گيتى گزيدى طاعت و عزلت * كه عزلت به ز قيل و قال و طاعت به ز شور و شر سلامت به بهرحالى چو غدارى كند گردون * فراغت به زهر كارى چو بدكارى كند اختر نديدم در همه گيتى ز كاخت خوب‌تر كاخى * كه هم عيوق را تخت است و هم خورشيد را منظر بلندى كز بلندى هست بامش بر سر جوزا * بزرگى كز بزرگى هست بومش بر خط محور كشيدستند در سقفش تو گويى جامهء ديبا * فكندستند در صحنش تو گويى تختهء مرمر بهارى را همىماند رياحينش همه صورت * بهشتى را همىماند درختانش همه پيكر و له ايضا در مدح گويد مبارك آمد بازى سپيد طرفه شكار * ز آستانهء شرع محمد مختار چو پر او بشمارند سى بود به عدد * چو بال او بشمارند سى بود به شمار به روز باشد در پر او سپيدى سيم * به شب نمايد در بال او سياهى قار شود گشاده و بسته دهان خلق جهان * چو پروبال زند بالعشى و الابكار نشيمنش همه بر كوهسار تسبيح است * پريدنش همه در مرغزار استغفار امير ميكده را كند شد به دو شمشير * امام مدرسه را تيز شد به دو بازار حضور اوست در خير و امن را مفتاح * ظهور اوست در شر و فتنه را مسمار