رضا قليخان هدايت
1966
مجمع الفصحاء ( فارسي )
چون نهنگان اندر آب و چون پلنگان در جبال * چون كلنگان در هوا و همچو طاووسان به كوى در رود بىزخم و زجر و بر شود بىترس و بيم * همچو [ در آتش سمندر ] همچو مرغابى به جوى ديرخواب و زودخيز و تيزسير و دوربين * خوشعنان و كش خرام و پاكزاد و نيكخوى سختپاى و ضخمران و راستدست و گرد سم * تيزگوش و پهنپشت و نرمچرم و خردموى ابرسير و بادگرد و رعدبانگ و برقجه * كوهكوب و سيلبرّ و شخنورد و راهجوى گورساق و شيرزهره يوزتاز و غرمتك * پيلگام و گرگسينه رنگتاز و گرگپوى تيزچشم آهنجگر فولاددل كميختلب * سيمدندان چاهبينى ناوهكام و لوحروى نيزه و گرز و كمند و ناچخ و تير و كمان * گردن و گوش و دم و سمّ و دهان و ساق اوى اينچنين اسبى مرا دادست بىزين شهريار * اسب بىزين همچنان باشد كه بىدسته سبوى و له ايضا بزن اى ترك آهوچشم آهو از سر تيرى * كه باغ و راغ و كوه و دشت پرماه است و پرشعرى يكى چون خيمهء خاقان دوم چون خرگه خاتون * سيم چون حجرهء قيصر چهارم قبّهء كسرى