رضا قليخان هدايت

1679

مجمع الفصحاء ( فارسي )

امين دولت شاه جهان ابو منصور * كه اختيار نژاد است و افتخار گهر جهان عزيز هم از تست گرچه زويى تو * صدف عزيز به در است گرچه زوست درر قمر گرامى باشد شب نخست بدانك * به نعل اسب تو ماند شب نخست قمر تو بر خلاف جهان آمدى به علم و سخا * اگر هميشه جهان بود بر خلاف بشر گهر گرامى بود است ازو و دانا خوار * ز تو گرامى دانا كنون و خوار گهر و له ايضا چون رخ معشوق خندان شد به صحرا لاله‌زار * ابر نيسانى همىگريد ز عشق لاله‌زار از نسيم باد خارستان همه شد گلستان * وز سرشك ابر شورستان همه شد لاله‌زار باد شد خرخيز بوى و راغ شد فرخاروش * كوه شد گردون نهاد و دشت شد فردوس‌وار لاله چون نورى كه دودش زير و نار از بر بود * گرچه باشد زير دود اندر هميشه نور نار دشتها زنگارگون و كوهها شنگرف رنگ * مرزها پيروزه‌پوش و شاخها بيجاده‌بار چون بساط خسروانست از طرايف بوستان * چون درفش كاويانست از جواهر ميوه‌دار از نسيم باد پرمشك است خاك و غار و كوه * وز فروغ لاله پرخونست كنگ و كوه و غار اين چو مجلس گاه دارا روز مهر و خرمى * وان چو لشكرگاه خسرو روز جنگ و كارزار و له ايضا گل شكفته نماند مگر بعارض حور * خروش رعد نماند مگر به نفخهء صور همىرسد ز هوا بر زمين نثار درر * همىشود ز زمين بر هوا بخار بخور اگرچه هست زمين جاى ديو و معدن دد * اگرچه هست هوا جاى حور و معدن نور