رضا قليخان هدايت
1782
مجمع الفصحاء ( فارسي )
هم به بغداد شناسند مرا هم به دمشق * گرچه نز شهر دمشق و نه ز بغدادم من مر مرا خواجه بزرگ از پى آن بخشد مال * كه سخندانم و در شاعرى استادم من هر نشانى كه مرا بود بدادم به تمام * قدم از خط ادب بيرون ننهادم من ور نشانى به ازين خواهى تا شرح دهم * كه چه خوردم دى و امروز كه را . . . من 378 محمد بن صالح مروى و هو فخر الفضلا ابو عبد الله محمد بن صالح نوايحى بيشتر از ملوك غزنويه و مقدم شعراى معروف سلطان محمود غزنوى بوده . وى را محمد نوايحى نگاشتهاند و از شعراى مشهور محسوب داشتهاند محمد عوفى نوشته كه همهء فضلا خواستند كه اين دو شعر او را كه به فارسى گفته به عربى ترجمه كنند نيارستند مگر ابو القاسم اسفراينى و الحق بغايت نيكو گفته است ابو النجم احمد بن محمد بن يعقوب حكيم منوچهرى در اشعار خود او را به تقدم و فصاحت و بلاغت و استادى نام برده است و تمجيد كرده است همانا از معاصرين آل سامان بوده و از مشاهير فضلا و شعراى آن عهد بر سر آمده اشعارش از تصاريف زمان و طول دوران به تحليل رفته و چيزى از آن در ميان نمانده الا اين دوسه بيت كه به نام وى در بعضى كتب ديده شد . لب او بينى گويى كه كسى زير عقيق * به ميان دو گل اندر شكرى پنهان كرد و له جعد بر سيمين پستانش گويى كه مگر * لشكر زنگ همى غارت بغداد كند وان سيهزلف بر آن عارض او گويى راست * به پر زاغ كسى آتش را باد كند