رضا قليخان هدايت
1778
مجمع الفصحاء ( فارسي )
راهى چنان دراز و شبى تيره و سياه * كرده فريشته يله گيتى به اهرمن انجم بر آسمان چو به مجلس شب سده * با آتش و چراغ زده صف صد انجمن پروين برو چو ماهى شيم اندر آبگير * بر سينه هفت دانه ورا در پرثمن تير آتشين فكنده سوى مه همى شهاب * سيمين كشيده ماه به روى اندرون محن وان خورد بىشمار ستاره بر آسمان * هريك به شكل لؤلؤ بر تيغ و بر سفن يا حلقههاى سيمين بر سفرهء كبود * يا در بنفشهزار پراكنده نسترن كانون فلك شب انگشت آتش ستارگان * نسرين دو مرغ بريان بر نوك بابزن گردون چو كشتزار و مجره درو چنانك * در كشتزارها ز پى كاروان [ بخن ] وقت سحر به قطب فلك بر بنات نعش * چون ناقهء كشفته ورا گلستان عطن گردان بر آن مثال كه بر كاغذ آسيا * آرند كودكان سوى بالا ز بادخن همرنگ شب به زير من اندر يكى غراب * مهتر ز زنده پيل و قوىتر ز كرگدن فارحتر از غراب و دلاورتر از عقاب * هشيارتر ز عقعق و چابكتر از زغن