رضا قليخان هدايت
1648
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ز دل چه خواهد فضل و ز كف چه خواهد جود * دلش چه آمد بحر و كفش چه آمد كان از آنچه خيزد درو ازين چه خيزد زر * سخا كه ورزد اين و عطا كه بخشد آن هنر نمود نمود و جهان گشاد گشاد * يكى بچه بحسام و يكى بچه به سنان برزم ريزد و ريزد چه چيز خون عدوى * بصيد گيرد و گيرد چه چيز شير ژيان بعلم دارد و دارد چه چيز علم على * بعدل ماند و ماند بكه بنوشروان برزمگه چه نمايد شجاعت و مردى * ببزمگه چه نمايد سخاوت و احسان رضاى او بچه ماند بسايهء طوبى * خصال او بچه ماند بروضهء رضوان سخاى او بچه ماند بمعجز عيسى * لقاى او بچه ماند بچشمهء حيوان به صلح چيست به صلح آفتاب روشنروى * بخشم چيست بخشم آتش زبانهزنان رسيد پر كلاهش بلى بچه بفلك * گذشت رايت او آرى از چه از كيوان زند زند چه زند بر سر مخالف تيغ * كند كند چه كند بر تن عدو جولان دهد دهد چه دهد دوست را بمجلس مال * برد برد چه برد از عدو برزم روان