رضا قليخان هدايت
1581
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ميان بيشهء او گم شدى علامت [ پيل ] * گياه منزل او بستدى سليح سوار همىشدند و همىريخت فوج خصم سليح * چنان كه وقت خزان برگ ريزد از اشجار چو راستروى شب تيره برگرفت و برفت * ز دست روز درخشنده گيسوى شب تار بجاى لشكر دشمن نگاه كرد ملك * نديد زيشان جز خيمه بر زمين آثار خيارگان صف پيل آن سپه بگرفت * نفايگان را پى كرد و خسته و افگار فروگرفت ز [ ز بالاى بار ] پيلان شان * بدرج گوهر سرخ و به تنگ زر عيار بغزو كوشد و شاهان همه بجستن كام * بجنگ يازد و شاهان همه بجام عقار هميشه تا چو درمهاى خسروانى [ گرد ] * ستاره تابد هر شب ز گنبد دوار دو چيز دار ز بهر دو تن نهاده مقيم * ز بهر ناصح تخت و ز بهر حاسد دار در صفت باغ و كاخ و مجلس و درياچهء عمارت سلطان محمود گويد بفرخنده فال و بفرخنده اختر * بنو باغ [ بنشست ] شاه مظفر بباغى درختان او عود و صندل * بباغى رياحين او بسد تر بباغى چو پيوستن مهر خرم * بباغى چو رخسارهء دوست دلبر بباغى درو سايهء شاخ طوبى * بباغى درو چشمهء آب كوثر بهشت اندرو بازيابى به نيسان * بهار اندرو بازيابى بآذر