رضا قليخان هدايت

1532

مجمع الفصحاء ( فارسي )

رزم زنگه شاوران با واخواشت و كشته شدن واخواشت به هشتم ز گردان و نام‌آوران * بشد ساخته زنگهء شاوران كه هم‌رزمش از بخت واخواشت بود * كه از رزم كس سر نه برگاشت بود بكردار آتش بنيزه سوار * همىگشت بر مركز كارزار بدانگه‌كه زنگه بر او دست‌يافت * سنان سوى او كرده اندر شتافت يكى نيزه زد بر كمربند اوى * كز اسبش نگون شد درآمد به روى رزم گرگين ميلاد با اندريمان و مقتول شدن اندريمان از گرگين نهم رفت گرگين بدل كينه‌خواه * ابا اندريمان ز توران سپاه يكى تير گرگين بزد بر سرش * كه بردوخت بر ترگ رومى برش بلرزيد بر زين به سختى سوار * يكى تير ديگر بزد نامدار به پهلوى ترك اندرآمد نگون * ز چشمش برون آمد از درد خون فرود آمد از اسب گرگين چو گرد * سر اندريمان ز تن دور كرد رزم برته ايرانى با كهرم پهلوان تورانى و كشته شدن كهرم دهم برته با كهرم تيغ‌زن * دو جنگى و هر دو سر انجمن همىآزمودند هرگونه جنگ * گرفتند پس تيغ هندى بچنگ چو كهرم بپيچيد از برته روى * يكى تيغ زد بر سر ترگ اوى كه تا سينه كهرم به دونيم كرد * ز دشمن دل برته بىبيم كرد فرود آمد از اسب و او را ببست * بر آن زين توزى خود برنشست رزم گودرز كشواد سپهدار ايران با پيران بن ويسه سپهسالار و كشته شدن پيران سپهدار ايران و توران بهم * فراز آمدند اندرين كين دژم به تيغ و به خنجر بگرز و كمند * ز هرگونه‌يى برنهادند بند نبد دسترسشان رس‌شان به خون ريختن * همىگشت اسبان ز انگيختن