رضا قليخان هدايت

1531

مجمع الفصحاء ( فارسي )

رزم رهام بن گودرز با بارمان تورانى و كشته شدن بارمان به پنجم چو رهام گودرز بود * كه با بارمان او سوارى نمود كمان برگرفتند و تير خدنگ * برآمد خروش سواران جنگ دو جنگى و هر دو دلير و سوار * هشيوار و ديده بسى كارزار بگشتند بسيار با يكدگر * بپيچيد رهّام پرخاش‌خر به پشت اندرش نيزه‌يى زد دگر * سنان اندرآمد ميان جگر بكين سياوش فكندش نگون * ز كينه بماليد بر روى خون نشست از بر زين و اسبش كشان * بيامد دمان تا بجاى نشان رزم بيژن گيو با رويين ويسه و كشته شدن رويين بدست بيژن گيو ششم بيژن گيو و رويين دمان * بزه برنهادند هر دو كمان چپ و راست گشتند با يكدگر * نشد تيرشان از كمان كارگر برويين عمود آن زمان پور گيو * همىگشت بر گرد رويين نيو زد از باد بر سرش رويين ستون * همه تن پرآهن دهن پر ز خون بر اسبش بكردار پيلان ببست * گرفت آن زمان پالهنگش بدست رزم هجير ايرانى با سپهرم تورانى و كشتن هجير سپهرم را عنان هيون تكاور بتافت * از آن جايگه سوى بالا شتافت برون شد بهفتم ز گردان هجير * يل نامدار و گو شيرگير سپهرم ز خويشان افراسياب * يكى نامور بود با جاه و آب برفتند هر دو بجاى نبرد * برآمد ز آوردگه تيره گرد هجير دلاور بكردار شير * به روى سپهرم درآمد دلير يكى تيغ زد بر سر ترگ اوى * كه آمد هم اندر زمان مرگ اوى همه روز و بخت از جهاندار ديد * وزو قوت و بخت بيدار ديد