رضا قليخان هدايت
1530
مجمع الفصحاء ( فارسي )
رزم گروى زره قاتل سياوش با گيو بن گودرز و گرفتن گيو بكشتى گروى را دوديگر گروى زره گرد نيو * برون رفت با پور گودرز گيو چو گيو اندرآمد گروى از نهيب * كمان شد ز دستش برون زى نشيب سوى تيغ برد آن زمان دست خويش * دمان گيو نيز اندرآمد به پيش عمودى بزد بر سر ترگ اوى * كه خونش برآمد ز تارك به روى همىدون ز زين اسب نگذاردش * گرفتش ببر زود و بفشاردش چو بر پشت زين مرد مدهوش گشت * ز اسب اندرافتاد و بىهوش گشت فرود آمد از اسب جنگى پلنگ * دو دست از پس پشت بستش چو سنگ رزم گرازه با سيامك تورانى و كشته شدن سيامك بدست گرازه سه ديگر سيامك ز تورانسپاه * بشد با گرازه به آوردگاه چو شيران جنگى برآشوفتند * همى گرز بر يكديگر كوفتند پياده شدند و در آويختند * همىگرد كينه برانگيختند گرازه بزد دست برسان شير * مر او را چو باد اندر آورد زير چنان سخت زد بر زمين كاستخوان * شكست و هم اندر زمان داد جان رزم فروهل و زنگله و كشته شدن زنگله در دست فروهل ايرانى چهارم فروهل ابا زنگله * دو جنگى بكردار شير يله فروهل چو ترك دژم را بديد * كمان را بزه كرد و اندر كشيد ابر زنگله تيرباران گرفت * به هر سو كمين سواران گرفت به روى اندرآمد تكاور ز درد * جدا شد از آن زنگله روىزرد نگون شد سر زنگله جان بداد * تو گفتى كه او خود ز مادر نزاد