رضا قليخان هدايت

1422

مجمع الفصحاء ( فارسي )

رخسار حال محمود برقرار است مع القصه چون حكيم از سلطان محروم گرديد و از سياست بهراسيد از غزنين بهرى آمد و در خانهء اديب اسماعيل ورّاق ترمدى پدر اديب صابر نهان ماند پس از شش ماه توقف بطوس آمد و از آنجا بمازندران شد و به خدمت اسپهبد شهريار از سلاطين آل باوند كه به يزدگرد شهريار نسب رسانند رسيد و گفت اين كتاب را از نام محمود بازگردانم و بنام تو آرم كه بدان احق و اولى باشى چه كه همهء آن تجديد آثار اجداد تست وى قبول نكرد و او را از اين نيت بازداشت و يك‌صد بيت هجاى سلطان را به يك‌صد هزار درهم بخريد و بشست و او را دلخوش كرد و ايمن بداشت تا به مكه شد و مثنوى يوسف و زليخا به وزن تقارب موزون كرد و بواقعات يوسف صديق مزين فرمود و آخر الامر سلطان از آن كار ندامت گرفت و بر حاسدان ملامت راند و شصت هزار دينار بجايزهء فردوسى بفرستاد ولى نوشداروى پس از مرگ سهراب بود وقتى آن حمل زر بطوس رسيد كه جنازهء فردوسى را از دروازهء زراق بگورستان باغ فردوس همىبردند و كان ذلك فى سنهء 461 . حكيم را غير مثنويات قصايد و غزليات بوده ولى نمانده و انتخاب شاهنامه درين كتاب بر خلاف صواب است و شاهنامهء حكيم در عجم نامه‌يى عظيم است بحريست پرلئالى و بدان رويت و انسجام و بيان كتابى منظوم نادر است و تا اين غايت شعراى عجم در نظم پارسى كتابى مانند شاهنامهء وى و مثنوى مولوى در عالم بيادگار نگذاشته‌اند و هريك در مقام و پايهء خود بىنظيرند على الجمله شاهنامه در قديم الايام تاريخى بوده كه در ذكر حال هريك از پادشاهان ايران نوشته بودند و مجزّى بود تا حال انوشيروان نوشته بودند ازآن‌پس مؤيد كه پهلوانى دهگان نژاد بود از اكابر مداين و مردى مورخ و حكيم تواريخ متفرقه را گرد كرد از احوال هرمز بن كسرى تا پرويز نگاشت چون يزدگرد شهريار فرار كرد آن كتاب بدست اعراب افتاد و در وقت تقسيم غنايم بمردم حبشه رسيد و آنها آن را بپادشاه خود بردند و بحبشى ترجمه كردند و از آنجا بدكن و هندوستان رسيد و متداول شد يعقوب ليث صفار چون خود را از نسل عجم مىدانست كسى بهندوستان فرستاده آن نسخه را بخراسان آوردند به حكم او ابو منصور عبد الرزاق بن عبد اللّه فرخ را كه معتمد الملك بود آنچه دانشور دهقان به زبان پهلوى ذكر كرده بود بلغت فارسى نقل كرد از اواخر زمان پرويز تا انجام كار يزدگرد بر آن افزود در سال سيصد و شصت هجرى باتمام رسيد و در زمان آل سامان به حكم امير اسماعيل سامانى دقيقى شاعر از اول پادشاهى گشتاسب و جنگ او با