رضا قليخان هدايت

1421

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و له دوش چو كرد آسمان افسر زر ز سريله * ساخت ز ماه و اختران ياره و عقد مرسله شكل فلك خراس شد مهر چو دانه آس شد * عقدهء راس داس شد از پى كشت سنبله 352 فردوسى طوسى عليه الرّحمه و هو حكيم ابو القاسم حسن بن اسحاق بن شرف شاه محمد بن منصور بن فخر الدّين احمد بن حكيم مولانا فرخ ضبط كرده است و بعضى بجاى فرخ مولانا فخر نوشته‌اند بهر صورت پدرش در قريهء رزان طوس كه موطن و مسكن داشتى عامل فردوس نام باغى از جانب سورى بن معز عميد خراسان همىبود همانا از آن سپس حاكم بر حكيم فردوسى وقتى ستمى خواستى نمودن و بىمحل حملى فزودن لهذا وى از طوس برآمده راه غزنى برگرفته به مقصد رسيد بدستيارى ارباب دانش و نيك‌نهادان معزز چنان كه در تواريخ نوشته‌اند بسلطان راه يافت بعد از اينكه ملك‌الشعرا عنصرى بلخى و حكيم فرخى سيستانى و حكيم عسجدى مروزى ببديهه‌گويى در مجلس خاص و مادهء آن رباعى مشهوره وى را امتحان كردند و استحضارش را در تواريخ باستان ديدند و پايهء طبع و مايهء نظم او را بقسطاس تجربت و مقياس قياس فروسنجيدند بر قدرش فزوده آمد بنظم تواريخ عجم مأمور گرديد و ساليان دراز به اعانت اياز در آن خدمت ميان بست و كار را بكمال و انجام آورد در هنگام اتمام نامهء شاهانهء سلطان محمود غزنوى كه به شعرا چندين هزار دينار بذل كرده بود و شعر بس دوست داشت به اغواى وزراى بدنهاد و حساد پست‌نژاد در وعدهء مقرره سودى كه در معنى مايهء زيانهاى كلى بود منظور داشت و زر را بسيم تبديل كرد و حكيم محروم و مأيوس گرديده پس از مدح‌گوئيها بهجا پرداخت و چنان پادشاهى بزرگ را با چنان نامى بلند در گيتى خوار و حقير ساخت و هنوز آن سخنان در جهان ناپايدار و پايدار و خال عيب و عوار بر