رضا قليخان هدايت
1305
مجمع الفصحاء ( فارسي )
در تهنيت عيد و جشن سده كه از اعياد قديم است گفته سده جشن ملوك نامدار است * ز افريدون و از جم يادگار است زمين امشب تو گويى كوه طور است * كزو نور تجلى آشكار است گر از فصل زمستانست بهمن * چرا امشب جهان چون لالهزار است همى مر موج دريا را بسوزد * بدان ماند كه خشم شهريار است در مدح سلطان شرق سلطان محمود غزنوى گويد تا همى جولان زلفش گرد لالهستان بود * عشق زلفش را بگرد هر دلى جولان بود مر مرا پيدا نيامد تا نديدم زلف او * كز شبه زنجير باشد يا ز شب چوگان بود عارضش داند مگر كز چشم بد آيد ستوه * كز نهيب چشم بد دايم در و پنهان بود اسب گردونست ازو گر ماه بر گردون رود * خانه بستانست ازو گر سرو در بستان بود خسرو مشرق كه يزدانش بهرجا ناصر است * هركه يزدان را پرستد ناصرش يزدان بود پادشاهيها همه دعويست برهان تيغ او * آن نكوتر باشد از دعوى كه با برهان بود گرچه سامان جهان اندر خرد باشد خرد * تا ازو سامان نگيرد سخت بىسامان بود بيش ازين نصرت نشايد بود كاو را دادهاند * چون ز نصرت بگذرى زان سو در خذلان بود از تمامى دان كه پنجانگشت باشد دست را * باز چون شش گردد آن افزونى از نقصان بود