رضا قليخان هدايت
1285
مجمع الفصحاء ( فارسي )
* * * هر ديده كه عاشق است خوابش مدهيد * هر دل كه در آتش است آبش مدهيد دل از بر من رميده از بهر خدا * گر آيد و در زند جوابش مدهيد * * * رفتيم ز خدمت تو دلخون كرده * دلسوخته وز ديده بيرون كرده قدّ چو الف بعشق چون نون كرده * خاك ره و پشت موزه گلگون كرده * * * اى چنگ سرافكنده چو هر ممتحنى * در پاى كشان زلف چو محبوب منى گر حلق تراست خشك پس در چه فنى * هم خشك زبانى تو و هم تر سخنى * * * با يارم اگر نيست ره ديدارى * آريد ببالين منش يكبارى تا گر من دلخسته نبينم رويش * او كشتهء خويش را ببيند بارى 324 عمّارهء مروزى و هو استاد ابو منصور بن محمد اصلش از همان بلد است و ظهورش در عهد دولت سلاطين آل سامان و غزنويه مقدم شعرا و بلغا بوده در نفحات آمده كه وقتى شعرى از وى در نزد جناب شيخ ابو سعيد ابو الخير خواندند اثر كلى كرد و احوال قايل پرسيد گفتند كه از عماره است با اصحاب بمدفن او رفته مات فى سنهء 360 بهر صورت از استادان شعراى قديم و شاعرى حكيم بوده بعضى از اشعارش اينست .