رضا قليخان هدايت

1250

مجمع الفصحاء ( فارسي )

317 عسجدى مروزى القزوينى اسمش حكيم ابو نظر عبد العزيز بن منصور از اقران حكيم عنصرى و حكيم فرخى و حكيم فردوسى و ساير شعراى مقرر سلطان محمود غزنوى بوده است در مراتب نظم استاد و عالىفكرت و در حضرت سلطانى معزز و مكرم و با حرمت انعامات و صلات يافته و صاحب ثروت و دولت شده زر كلامش بر محك اهل كمال كامل عيار و بىغل‌وغش شده لاجرم سلطان مذكور را به دو الطاف غير محصور بوده گويند سه‌هزار بيت ديوان دارد اما به نظر فقير نرسيده مات فى سنهء 432 از بعضى اشعارش منتخب مىشود . من قصائده رحمتى كن پر ده از رخ برميفكن زينهار * تا نگردد بعد چندين سال رسوا آفتاب سالها شد تا ببوى لعل و ياقوت لبت * رنگ مىآميزد اندر سنگ خارا آفتاب و له بر من آمد و آورد برفروخته شمع * چو طبع مرد نشاطى و جان مرد لعيب بنور زهره بلطف هوا به شكل شهاب * بشبه نيزه بلون قلم بقد قضيب و له ياد كرد از لطيف طبعش بحر * گشت پر در و عنبر اشهب با گران حلمش آشنا شد كوه * شد مكان عقيق و كان ذهب * * * بخدّ و آن لب‌ودندانش بنگر * كه همواره مرا دارند در تاب يكى همچون به روى اوج خورشيد * يكى چون در شهوارى بعنّاب به بخشش كف او ساعتى وفا نكند * اگر ستاره درم گردد و فلك ضرّاب