رضا قليخان هدايت

1228

مجمع الفصحاء ( فارسي )

گهى ز راه نصيحت درآمدى كه مباش * ز حفظ جانب ياران و دوستان غافل بصبر كوش يقين دان كه عاقبت ز جهان * بكام دل برسى خود كدام صبر و چه دل جواب دادم و گفتم چشيده‌ام يك‌چند * شرابهاى خوش از دست لعبتان چگل كنون كه وقت خمارست مى ببايد خورد * ز دست هجر تو ناكام شربت قاتل مرا بحل كن و بگذر از اين حديث كه شد * جفاى اهل خراسان ميان ما حايل بجست بىخبر از جاى خويش و گفت مباد * كه هيچ دل به هواى شما شود مايل دلم ببردى و در هجر نيز مىكوشى * اگر بدل بحلى نيستى به هجر بحل وداع كردمش القصه و گرفتم پيش * رهى چو روز قيامت كشيده و هايل ز بند عشق گشاده دل و كمر بسته * بعزم بندگى شاه عالم عادل ايضا سپهر و مهر چو حجّاج كعبهء اسلام * بعزم كعبهء اقبال بسته‌اند احرام يكى ستانه همىبوسدش برسم حجر * يكى بچهره همىسايدش به شرط مقام ز يك طرف گلوى گاو مىبرد ناهيد * ز يك طرف بره قربان همىكند بهرام به امن و عافيت آراسته چو صحن بهشت * حريم حضرت اعلاى شهريارا نام خدايگان ملوك جهان مظفر دين * كه نصرت و ظفر او را ملازمند مدام