رضا قليخان هدايت

1219

مجمع الفصحاء ( فارسي )

هنوز سرو سهى درنيامده‌ست برقص * چرا بدست زدن خوش برآمد است چنار عروس باغ مگر جلوه مىكند امروز * كه باد غاليه‌سايست و ابر لؤلؤ بار كليم‌وار ز شاخ درخت بلبل را * فروغ آتش گل كرد عاشق ديدار هنوز ناشده سوسن ز بند مهد آزاد * دراز كرده زبان چون مسيح در گفتار چمن هنوز لب از شير ابر ناشسته * چو شاهدان خط سبزش دميده گرد عذار نهاده نرگس رعنا بخواب مستى سر * هنوز ناشده از چشم او نشان خمار جهان بدين صفت از خرمى و مجلس شاه * درو چنان كه در اثناى سال فصل بهار جهانگشاى ابو بكر بن محمّد آنك * بيك پياده كند دفع صد هزار سوار ز خاك مجلس او بوى خلد مىآيد * چنان كه نكهت عنبر ز طبلهء عطّار جهان‌پناها امروز در زمانه توى * كه روزگار بعهد تو دارد استظهار فلك ز جاه تو افراشت پشت بر مسند * ستم ز عدل تو آورد روى در ديوار زمانه دست ترا ديد ضامن ارزاق * ستاره تيغ ترا يافت قاطع اعمار