رضا قليخان هدايت

1197

مجمع الفصحاء ( فارسي )

292 ضياء الدّين معلوم نيست كه از كجاست اما معاصر سيف اسفرنگى و در زمان دولت سلطان محمد بن تكش خوارزمشاه كه او را اسكندر ثانى و سلطان سنجر لقب كرده بودند و شعرا قصيده‌ها در تهنيت اين لقب بنام او مىگفته‌اند بوده و از قصيده‌يى كه نظم نموده اين سه بيت نوشته مىشود : سلطان علاء دنيا سنجر كه ذوالجلال * از خلق برگزيدش و جاه و جلال داد شاه عجم سكندر ثانى كه راى او * بر فتح ملك ترك حشم را مثال داد خورشيدوار تيغ وى از مشرق صواب * آمد پديد و ملك خطا را زوال داد 293 طاهر عريان همدانى نام شريفش باباطاهر است از علما و حكما و عرفاى عهد بوده است و صاحب كرامات و مقامات عاليه و اينكه بعضى او را معاصر سلاطين سلجوقيه دانسته‌اند خطاست وى از قدماى مشايخ است معاصر ديالمه بوده و در سنهء 410 بوده قبل از عنصرى و فردوسى و امثال و اقران ايشان رحلت نموده رباعيات بديع و مضامين رفيع به زبان قديم دارند گويند رسالات از آن جناب مانده و محققين بر آن شروح نوشته‌اند بعضى از دوبيتىهايش در اين كتاب ثبت مىشود : ز دل نقش جمالت در نشى يار * خيال خطوخالت در نشى يار مژه كردم به گرد ديده پرچين * كه خونابه خيالت در نشى يار دلى دارم كه بهبودش نمىبو * نصيحت مىكرم سودش نمىبو به بادش مىدهم نش مىبره باد * بر آذر مىنهم دودش نمىبو * * * نسيمى كز بن آن كاكل آيد * مرا خوش‌تر ز بوى سنبل آيد