رضا قليخان هدايت
1072
مجمع الفصحاء ( فارسي )
درين بازار عطاران مرو هر سو چو بىكاران * به دكّان كسى بنشين كه در دكان شكر دارد ترازو گر ندارى پس ترا زو ره زند هركس * يكى قلبى بيارايد تو پندارى كه زر دارد ترا بر در نشاند او به طرّارى كه مىآيم * تو منشين منتظر بر در كه آن خانه دو در دارد نه هر كلكى شكر دارد نه هر زيرى زبر دارد * نه هر چشمى نظر دارد نه هر بحرى گهر دارد بنال اى بلبل دستان ازيرا نالهء مستان * درون صخرهء صما اثر دارد اثر دارد بنه سر گر نمىگنجى كه اندر چشمهء سوزن * اگر رشته نمىگنجد از آن باشد كه سر دارد در ترغيب بطريقت و سلوك و اظهار ورود و ارادت برانيد برانيد كه تا باز نمانيد * بدانيد بدانيد كه در عين عيانيد بتازيد بتازيد كه چالاك سواريد * بنازيد بنازيد كه خوبان جهانيد شرابيست شرابيست خدا را به نهانى * كه دنيا و شما نيز يكى جرعه از آنيد دوم بار دوم بار چه يكباره بزاديد * ز دنيا و ز عقبى و ز خود فرد بمانيد گشاده است گشاده است در خابيه امروز * كدوها و سبوها سوى خمخانه كشانيد